بیشتر گفتوگوهای بازار بر موارد آشکار متمرکز است: گزارشهای درآمد، تصمیمهای نرخ بهره، تیترهای تورم. اما در زیر همه اینها، نیرویی کندتر و کمتر قابلمشاهده محیط قیمتگذاری هر دارایی را شکل میدهد. اقتصاددانان آن را نقدینگی مینامند. و وقتی بفهمید چگونه عمل میکند، بسیاری از نوسانات بازار که تصادفی به نظر میرسند، معنایی بسیار روشنتر پیدا میکنند.
آن عرضه پولی M2 این محاسبه شامل تمام پول نقد در دست مردم بهعلاوهٔ تمام وجوه نگهداریشده در حسابهای جاری، حسابهای پسانداز و صندوقهای سرمایهگذاری خردهفروشی با دسترسی آسان است. این معیار نمایانگر مجموع مبلغ پول موجود برای صرف، پسانداز یا سرمایهگذاری در هر لحظه است.
ردیابی M2 و معادل جهانی آن نزدیکترین چیزی است که سرمایهگذاران به پیشبینی آبوهوای مالی دارند. وقتی عرضه پول در حال گسترش است، بازارها معمولاً بهطور گسترده رشد میکنند. وقتی عرضه پول کاهش مییابد، قیمت داراییها کاهش مییابد. سازوکار آن پیچیده نیست، اما پیامدهای عمیقی دارد.
تأمین پولی M2 چیست؟
برای درک M2، دانستن این نکته کمک میکند که اقتصاددانها همهٔ پولها را یکسان در نظر نمیگیرند. آنها پول را بر اساس سرعت دسترسی و امکان خرجکردن به دستههای مختلفی تقسیم میکنند که با حرف «M» برای money نامگذاری شدهاند. آن را مانند طیفی در نظر بگیرید که از قابلهزینهترینها تا کمی دشوارتر برای دسترسی را در بر میگیرد.
تخصیص سطلها به این صورت است:
- M0 (پایه): اسکناسها و سکههای فیزیکی که در حال حاضر در گردش هستند، پول نقد داخل کیف شما همین حالا.
- M1 (بسیار نقدشونده): همه چیز در حساب M0 بهعلاوه پولی که در حسابهای جاری قرار دارد. شما میتوانید این پول را فوراً با کارت بدهی یا انتقال بانکی خرج کنید.
- M2 (گستردهتر): همه چیز در M1، بهعلاوه حسابهای پسانداز، صندوقهای بازار پول و گواهیهای سپرده کوتاهمدت. نمیتوانید مستقیماً با کارت بدهی از گواهی سپرده برداشت کنید، اما در صورت نیاز میتوانید ظرف چند روز به آن پول دسترسی پیدا کنید.
M2 عددی است که اقتصاددانان و بانکهای مرکزی بیش از همه زیر نظر دارند، زیرا نه تنها آنچه مردم در حال حاضر هزینه میکنند را نشان میدهد، بلکه کل ذخیرهای از پول را که میتواند در آینده نزدیک وارد اقتصاد شود، در بر میگیرد.
درک نقدینگی جهانی و شاخص نقدینگی جهانی
M2 یک شاخص قدرتمند است، اما تنها عرضه پول یک کشور را نشان میدهد. اقتصاد آمریکا بهطور جداگانه عمل نمیکند و بازارهای دارایی جهانی نیز همینطور.
سیالیت جهانی منظور از آن حجم کل پول و اعتباری است که در هر لحظه در سراسر نظام مالی جهان در گردش است. این حجم نه تنها توسط فدرال رزرو، بلکه توسط بانک مرکزی اروپا، بانک ژاپن، بانک خلق چین و دهها بانک مرکزی دیگر که همزمان تصمیمات سیاستی اتخاذ میکنند، شکل میگیرد.
وقتی چندین بانک مرکزی بزرگ همزمان ترازنامههای خود را گسترش میدهند، همانطور که در واکنش به همهگیری ۲۰۲۰ اتفاق افتاد، تأثیر آن بر نقدینگی جهانی به شدت تشدید میشود. تحلیلگران این موضوع را با استفاده از شاخصهای نقدینگی جهانی ردیابی میکنند، که دادههای عرضه پول را از اقتصادهای بزرگ در یک معیار واحد برای سنجش میزان نقدینگی در گردش در سیستم مالی جهان تجمیع میکنند.
وقتی شاخص بالا میرود، اعتبار ارزان است، وامگیری آسان است و سرمایهگذاران نهادی تمایل دارند پول را به سمت داراییهای پرریسکتر و پربازدهتر سوق دهند. وقتی شاخص پایین میآید، عکس این اتفاق میافتد: نقدینگی کمیاب میشود، وامگیری دشوارتر میشود و داراییهای پرریسک به فروش میرسند. درک اینکه نقدینگی جهانی به کدام سو میرود، به یکی از قابلاعتمادترین ابزارهای کلان برای پیشبینی تحرکات گسترده بازار تبدیل شده است.
رابطه بین عرضه پول و تورم
رابطه بین M2 و تورم از یک اصل اقتصادی ساده پیروی میکند: وقتی عرضه پول سریعتر از تولید واقعی کالاها و خدمات رشد کند، قیمتها افزایش مییابند.
درک این مفهوم با یک مثال ساده آسان است. تصور کنید که یک شبه، موجودی حساب بانکی همه دو برابر شود، اما تعداد خانهها، خودروها و اقلام خواربار موجود برای فروش دقیقاً همانطور باقی بماند. فروشندگان، با وجود همان میزان عرضه اما در مواجهه با پول بسیار بیشتری که در پی خرید است، بهسادگی قیمتهای خود را افزایش میدهند. کالاها ارزشمندتر نشدهاند؛ پول است که ارزشش کمتر شده است. این کاهش قدرت خرید تورم است.
این دقیقاً همان چیزی است که شاخص قیمت مصرفکننده (CPI) ماهانه اندازهگیری میکند و به همین دلیل نمودار M2 و نمودار تورم معمولاً با تأخیر در طول زمان در جهت یکسان حرکت میکنند. عرضه پول ابتدا گسترش مییابد؛ سپس قیمتها افزایش مییابند.
تأمین مالی M2 ایالات متحده از حدود ۱۵ تریلیون دلار در ابتدای سال ۲۰۲۰ به نزدیک به ۲۲ تریلیون دلار در اوایل سال ۲۰۲۲ افزایش یافت - افزایشی نزدیک به ۵۰ درصد در دو سال. افزایش شدید تورم که به دنبال آن رخ داد و در اواسط سال ۲۰۲۲ به بیش از ۹ درصد رسید، تصادفی نبود.
چگونه M2 و نقدینگی جهانی قیمت بیتکوین را تعیین میکنند
رابطه بیتکوین با نقدینگی جهانی یکی از مستندترین الگوها در بازارهای ارزهای دیجیتال است و منطق پشت آن ریشه در تفاوت اساسی بین ارز فیات و یک دارایی با عرضه ثابت دارد. از آنجا که عرضه بیتکوین به ۲۱ میلیون کوین محدود است و بر اساس یک برنامه از پیش تعیینشده و رو به کاهش گسترش مییابد، مانند یک اسفنج برای جذب نقدینگی مازاد عمل میکند.
وقتی بانکهای مرکزی سیستم مالی را با پول جدید سیراب میکنند، آن سرمایه به دنبال جایی برای سرمایهگذاری میگردد و یک دارایی کمیاب، غیرحاکمیتی و بدون صادرکننده برای رقیقسازی، هرچه بیشتر جذاب میشود. وقتی نقدینگی تنگ میشود و پول نقد کمیاب میگردد، سرمایهگذاران اغلب ابتدا داراییهای کاملاً گمانهزن خود را میفروشند تا سرمایه تأمین کنند و بیتکوین نیز معمولاً همراه با حرکت کلی پرهیز از ریسک کاهش مییابد.
چرخه به طور مداوم تکرار میشود:
- M2 جهانی گسترش مییابد → پول فیات قدرت خرید خود را از دست میدهد → سرمایهگذاران به دنبال داراییهای سخت هستند → قیمت بیتکوین افزایش مییابد
- قراردادهای جهانی M2 → نقدینگی کمیاب میشود → سرمایهگذاران ریسک را کاهش داده و میفروشند → قیمت بیتکوین کاهش مییابد
رالی صعودی ۲۰۲۰–۲۰۲۱ واضحترین نمونهٔ مدرن است. بانکهای مرکزی جهان بهطور جمعی تریلیونها دلار به سیستم مالی تزریق کردند، شاخص M2 با سرعتی بیسابقه گسترش یافت و بیتکوین در حدود هجده ماه از کمتر از ۱۰,۰۰۰ دلار به نزدیک ۶۹,۰۰۰ دلار رسید. زمانی که تشدید سیاستها در سال ۲۰۲۲ به طور جدی آغاز شد، بیتکوین بخش عمدهای از آن سودها را با خروج نقدینگی از سیستم، جبران کرد.
آنچه بیتکوین را در این چرخه متمایز میکند این است که عرضهٔ آن به هیچیک از این موارد واکنش نشان نمیدهد. صرفنظر از اینکه بانکهای مرکزی تا چه حد تهاجمی پایهٔ پولی جهانی (M2) را گسترش یا انقباض دهند، بلوک بعدی بیتکوین تقریباً هر ده دقیقه تولید میشود و کل عرضهٔ آن هرگز از ۲۱ میلیون واحد فراتر نخواهد رفت.




