Bitcoin.com

چرخه‌های بدهی و کاهش اهرم مالی: چگونه اعتبار، اقتصاد را به حرکت درمی‌آورد

آخرین به‌روزرسانی
منتشر شده
بازبینی توسط
Graham Stone Author Image
Graham Stone

در اقتصاد، مخارج یک نفر درآمد فرد دیگری است. این یک جمله بنیاد تقریباً همه چیزهایی است که در اقتصاد مدرن رخ می‌دهد. اعتبار را به این معادله اضافه کنید (بگذارید مردم پولی را که هنوز ندارند خرج کنند، در ازای صرفه‌جویی کمتر در آینده) و چرخه‌ها شکل می‌گیرد. نه نوسانات تصادفی، بلکه ریتمی ساخت‌یافته از گسترش و انقباض که در طول سال‌ها و نسل‌ها جریان دارد.

مولدیت بلندمدت تقریباً به صورت یک خط مستقیم رشد می‌کند. اختراعات انباشته می‌شوند؛ مردم یاد می‌گیرند با کمترین منابع بیشترین کار را انجام دهند؛ تولید افزایش می‌یابد. اما اقتصاد به دلیل بدهی، حول آن خط مولدیت نوسان می‌کند. وقتی وام می‌گیریم، مصرف آینده را به جلو می‌آوریم. وقتی آن را بازپرداخت می‌کنیم، مصرف فعلی را کاهش می‌دهیم. این را در میلیاردها وام‌گیرنده و ده‌ها کشور ضرب کنید تا چرخه‌های بدهی به دست آید: چرخه‌های کوتاه‌مدت که تقریباً یک دهه طول می‌کشند و چرخه‌های بلندمدت که یک عمر را در بر می‌گیرند.

یادداشتی دربارهٔ اصطلاحات: در اقتصاد کلان، «چرخهٔ اعتبار» و «چرخهٔ بدهی» یک پدیده را از دو جنبهٔ متفاوت توصیف می‌کنند. وام‌دهندگان اعتبار اعطا می‌کنند؛ وام‌گیرندگان بدهی بر عهده می‌گیرند. جریان‌ها یکسان‌اند، برچسب‌ها متفاوت.

این مقاله چرخه‌های بدهی کوتاه‌مدت و بلندمدت، کالبد یک بحران بدهی، چهار راهی که یک اقتصاد می‌تواند اهرم مالی خود را کاهش دهد، نظریهٔ بدهی-کاهش‌تورم اروینگ فیشر و نگاهی صادقانه به وضعیت کنونی ایالات متحده را بررسی می‌کند. کمربندتان را ببندید؛ در انتظار سفری پرهیجان هستیم.

چرخه بدهی چیست؟ کوتاه‌مدت در مقابل بلندمدت

محرک اصلی هر چرخهٔ بدهی، قیمت پول است: نرخ‌های بهره. بانک‌های مرکزی نرخ‌های کوتاه‌مدت را تعیین می‌کنند؛ این نرخ‌ها در بازارهای اعتباری موج می‌اندازند و مشخص می‌کنند که خانوارها، کسب‌وکارها و دولت‌ها تا چه حد با شدت وام می‌گیرند. اعتبار ارزان، گسترش را دامن می‌زند. اعتبار گران، انقباض را اجتناب‌ناپذیر می‌کند.

جای جالب این است که همین سازوکار به‌طور هم‌زمان با دو سرعت کار می‌کند. ری دالیو، بنیان‌گذار بریج‌واتر اسوشیتس، در کتابش چارچوبی را برای این پویایی دو‌دوره‌ای رواج داد. اصول مدیریت بحران‌های بزرگ بدهی و ویدیوی بسیار پربازدید او چگونه ماشین اقتصادی کار می‌کندچارچوب او اکنون زبان مشترک گفت‌وگوهای کلان‌سرمایه‌گذاری در مورد بدهی است.

چرخه بدهی کوتاه‌مدت (چرخه کسب‌وکار)

این چیزی است که اکثر مردم آن را «اقتصاد» می‌نامند. این دوره تقریباً ۵ تا ۸ سال طول می‌کشد و تقریباً به‌طور کامل توسط تصمیمات نرخ بهره بانک مرکزی هدایت می‌شود.

چرخه زمانی که نرخ‌ها پایین و اعتبار ارزان است گسترش می‌یابد: مردم وام می‌گیرند، خرج می‌کنند، سرمایه‌گذاری می‌کنند => قیمت دارایی‌ها افزایش می‌یابد => اشتغال رشد می‌کند.

ویژگی
چرخه بدهی کوتاه‌مدت
چرخه بدهی بلندمدت
مدت زمان
۵ تا ۸ سال
۵۰ تا ۷۵ سال
همچنین با نام
چرخه کسب‌وکار / چرخه اعتباری
چرخه بدهی سکولار
رانندهٔ اصلی
تنظیمات نرخ بهره بانک مرکزی
تراکم ساختاری بدهی در طول چرخه‌ها
پایان‌دهندهٔ ماشه
رکود ملایم، قابل حل با کاهش نرخ بهره
بحران بدهی سیستمی (نرخ‌ها از پیش نزدیک به صفر هستند)
رزولوشن
نرخ بهره پایین‌تر، از سرگیری اعتبار
کاهش اهرم (خودداری از ولخرجی، نکول‌ها، انتقال ثروت، چاپ پول)
فرکانس
چندگانه در طول عمر
تقریباً یک مورد در هر زندگی
ویژگی
مدت زمان
چرخه بدهی کوتاه‌مدت
۵ تا ۸ سال
چرخه بدهی بلندمدت
۵۰ تا ۷۵ سال
ویژگی
همچنین با نام
چرخه بدهی کوتاه‌مدت
چرخه کسب‌وکار / چرخه اعتباری
چرخه بدهی بلندمدت
چرخه بدهی سکولار
ویژگی
رانندهٔ اصلی
چرخه بدهی کوتاه‌مدت
تنظیمات نرخ بهره بانک مرکزی
چرخه بدهی بلندمدت
تراکم ساختاری بدهی در طول چرخه‌ها
ویژگی
پایان‌دهندهٔ ماشه
چرخه بدهی کوتاه‌مدت
رکود ملایم، قابل حل با کاهش نرخ بهره
چرخه بدهی بلندمدت
بحران بدهی سیستمی (نرخ‌ها از پیش نزدیک به صفر هستند)
ویژگی
رزولوشن
چرخه بدهی کوتاه‌مدت
نرخ بهره پایین‌تر، از سرگیری اعتبار
چرخه بدهی بلندمدت
کاهش اهرم (خودداری از ولخرجی، نکول‌ها، انتقال ثروت، چاپ پول)
ویژگی
فرکانس
چرخه بدهی کوتاه‌مدت
چندگانه در طول عمر
چرخه بدهی بلندمدت
تقریباً یک مورد در هر زندگی

تورم در نهایت افزایش می‌یابد، بانک مرکزی سیاست‌های پولی را تنگ‌تر می‌کند، اعتبارات کاهش می‌یابد و اقتصاد کند می‌شود یا وارد رکود می‌گردد. سپس بانک مرکزی نرخ بهره را کاهش می‌دهد، اعتبارات دوباره ارزان می‌شوند و چرخه بعدی آغاز می‌شود.

این چرخه‌ای است که بازارهای مالی به‌صورت فصلی آن را زیر نظر دارند. این چرخه‌ای است که فدرال رزرو و سایر بانک‌های مرکزی برای مدیریت آن طراحی شده‌اند.

چرخه بدهی بلندمدت (چرخه بلندمدت)

این یکی سخت‌تر دیده می‌شود چون بیشتر مردم فقط یک‌ونیم از آن‌ها را تجربه می‌کنند. این دوره تقریباً ۵۰ تا ۷۵ سال طول می‌کشد و باقی‌ماندهٔ انباشته‌شدهٔ ده‌ها چرخهٔ کوتاه‌مدت است. مکانیزم آن ساده اما پرمخاطره است. در کف هر چرخهٔ کوتاه‌مدت، بانک مرکزی نرخ بهره را برای تحریک وام‌گیری کاهش می‌دهد. 

برای بیرون کشیدن اقتصاد از هر رکود متوالی، نرخ‌ها باید کمی بیشتر کاهش یابند و بدهی کمی بالاتر از آغاز چرخه قبلی باقی بماند. در طول دهه‌ها، نسبت بدهی به درآمد افزایش می‌یابد و نرخ‌های بهره روند نزولی پیدا می‌کنند.

در نهایت دو عامل به هم می‌رسند: بدهی به‌عنوان سهمی از اقتصاد بی‌سابقه است و نرخ‌های سیاست‌گذاری به صفر (مرز پایین صفر) رسیده‌اند. در آن نقطه، کتاب راهنمای استاندارد دیگر کار نمی‌کند.

The short-term debt cycle (the business cycle) This is what most people think of as "the economy." It lasts roughly 5 to 8 years and is driven almost entirely by central bank interest rate decisions. The cycle expands when rates are low and credit is cheap: people borrow, spend, invest => asset prices rise => employment grows.  Feature Short-Term Debt Cycle Long-Term Debt Cycle Duration 5 to 8 years 50 to 75 years Also known as Business cycle / credit cycle Secular debt cycle Primary driver Central bank interest rate adjustments Structural accumulation of debt across cycles Ending trigger Mild recession, fixable by rate cuts Systemic debt crisis (rates already near zero) Resolution Lower interest rates, restart credit Deleveraging (austerity, defaults, wealth transfer, money printing) Frequency Multiple per lifetime Roughly one per lifetime  Inflation eventually picks up, the central bank tightens, credit contracts, and the economy slows or enters a recession. The central bank then cuts rates, credit becomes cheap again, and the next cycle begins. This is the cycle financial markets watch on a quarterly basis. It's also the cycle the Federal Reserve and other central banks are designed to manage. The long-term debt cycle (the secular cycle) This one is harder to see because most people only live through one and a half of them. It lasts roughly 50 to 75 years and is the accumulated residue of dozens of short-term cycles. The mechanic is straightforward but consequential. At the bottom of each short-term cycle, the central bank cuts rates to stimulate borrowing.  To pull the economy out of each successive trough, rates have to be cut a little further, and debt is left a little higher than at the start of the previous cycle. Over decades, debt-to-income ratios climb and interest rates trend down. Eventually two things converge: debt is unprecedented as a share of the economy, and policy rates have hit zero (the "zero lower bound"). At that point, the standard playbook stops working.نسبت بدهی فدرال آمریکا به تولید ناخالص داخلی | منبع: بانک فدرال رزرو سنت لوئیس (FRED)

نرخ سیاست‌گذاری فدرال رزرو در اواخر سال ۲۰۰۸ عملاً به صفر رسید و به مدت هفت سال در همان‌جا ماند، سپس دوباره در سال ۲۰۲۰. چرخه کوتاه‌مدت فعلی (چرخه‌ای که با کاهش نرخ‌ها در اواخر سال ۲۰۲۴ آغاز شد) بر روی یک چرخه بلندمدت قرار گرفته است که اکنون به وضوح به بلوغ رسیده است. 

کل بدهی فدرال از اواخر سال ۲۰۱۲ به طور مداوم بالای ۱۰۰٪ تولید ناخالص داخلی بوده است، در جریان واکنش به همه‌گیری کووید-۱۹ به حدود ۱۳۳٪ جهش کرد و در حال حاضر در حدود ۱۲۳٪ تولید ناخالص داخلی قرار دارد. 

این رقم بسیار بالاتر از اوج قبلی پس از جنگ جهانی دوم است که حدود ۱۰۶٪ در سال ۱۹۴۶ ثبت شده بود. هزینه‌های بهره در سال مالی ۲۰۲۵ به ۹۷۰ میلیارد دلار رسید و برآورد CBO حاکی از آن است که این رقم در سال مالی ۲۰۲۶ از ۱ تریلیون دلار فراتر خواهد رفت. این بالاترین رقم از نظر دلاری است و با حدود ۳.۳٪ از تولید ناخالص داخلی، به‌عنوان سهمی از اقتصاد نیز بالاترین رقم پس از جنگ جهانی دوم محسوب می‌شود.

مراحل یک بحران بدهی

وقتی یک چرخهٔ بدهی بلندمدت به مراحل پایانی خود می‌رسد، آنچه دالیو آن را «بحران بزرگ بدهی» می‌نامد، شکل می‌گیرد. هر یک از آن‌ها (۱۹۲۹، ژاپن ۱۹۸۹، ۲۰۰۸، بحران حاکمیتی اروپا) تقریباً از همان ساختار پیروی می‌کنند.

فاز ۱: حباب

بدهی سریع‌تر از درآمد رشد می‌کند، اما این موضوع خطرناک به نظر نمی‌رسد. قیمت دارایی‌ها (سهام، املاک و مستغلات، و گاهی اوقات ارزهای دیجیتال) در حال افزایش است، بنابراین وام‌گیرندگان ثروتمندتر از آنچه هستند احساس می‌کنند. وام‌دهندگان، با مشاهده افزایش ارزش وثیقه‌ها، استانداردهای خود را کاهش می‌دهند: تعهدات سست‌تر، پیش‌پرداخت‌های کمتر، و نسبت‌های وام به ارزش بالاتر. این خوش‌بینی خودتقویت‌کننده می‌شود. دهۀ ۱۹۲۰، بازار املاک ژاپن در اواخر دهۀ ۱۹۸۰، بازار مسکن ایالات متحده در اواسط دهۀ ۲۰۰۰ و رونق اعتبارات شرکتی اهرمی در اواخر دهۀ ۲۰۱۰ همگی این الگو را دارند.

فاز ۲: اوج

بار خدمات بدهی، شامل پرداخت‌های بهره و اصل بدهی، در نهایت آن‌قدر بزرگ می‌شود که وام‌گیری بیشتر را کند می‌کند. یکی از روش‌هایی که اقتصاددانان این فشار را رصد می‌کنند، نسبت خدمات بدهی خانوار است که پرداخت‌های لازم بدهی را به‌عنوان درصدی از درآمد قابل‌تصرف می‌سنجد. 

افزایش این ارقام نشان می‌دهد که خانوارها درآمد بیشتری را صرف بازپرداخت بدهی‌ها و کمتر را صرف مصرف می‌کنند، که این امر خطر نزدیک شدن چرخه اعتباری به نقطه عطف را افزایش می‌دهد.

US household debt service payments as a percentage of disposable personal income from 2005 to 2025. The ratio peaks near 16% before the 2008 financial crisis, declines steadily for more than a decade, drops sharply during the 2020 pandemic, and gradually rises to around 11.3% by 2025.نسبت خدمات بدهی خانوارهای آمریکا | منبع: بانک فدرال رزرو سنت لوئیس

تورم اغلب افزایش می‌یابد زیرا اعتبارات مازاد، تقاضای مازاد را دامن زده است. بانک‌های مرکزی نرخ بهره را افزایش می‌دهند. قیمت دارایی‌ها متوقف می‌شود یا اندکی کاهش می‌یابد. وام‌گیرندگان حاشیه‌ای شروع به نکول می‌کنند. سقف تنها در پس‌نگر قابل تشخیص است؛ در حین وقوع، شبیه یک وقفهٔ عادی به نظر می‌رسد.

فاز ۳: فشار

قرض‌گیرندگان برای تسویه بدهی‌های خود به پول نقد کافی دسترسی ندارند. تنها گزینه‌شان فروش دارایی‌هاست. اما همه هم‌زمان در حال فروش هستند، بنابراین قیمت دارایی‌ها سقوط می‌کند. کاهش قیمت دارایی‌ها وثیقه‌ها را از بین می‌برد، که این امر به فروش بیشتر دامن می‌زند و قیمت‌ها را بیش از پیش کاهش می‌دهد. 

اثر ثروت به‌شدت معکوس می‌شود: خانوارهایی که یک سال پیش خود را ثروتمند احساس می‌کردند اکنون با فراخوان مارجین، مصادره اموال و ورشکستگی مواجه هستند. ترازنامه‌های بانک‌ها تضعیف می‌شوند؛ وام‌دهی تنگ‌تر می‌شود؛ این انقباض خود را تقویت می‌کند.

این همان نقطه‌ای است که سیاست پولی سنتی دیگر کارساز نیست. کاهش نرخ بهره کمکی نمی‌کند اگر کسی حاضر به قرض گرفتن نباشد و بانک‌ها تمایلی به وام دادن نداشته باشند. اقتصاد نیاز دارد بدهی‌های خود را کاهش دهد تا بار بدهی نسبت به درآمدش کمتر شود. این مشکل متفاوتی از یک رکود معمولی است.

کاهش اهرم مالی چیست؟

کاهش اهرم مالی فرایندی دردناک است که طی آن یک اقتصاد بار کل بدهی خود را نسبت به درآمدش کاهش می‌دهد. این اساساً با رکود اقتصادی متفاوت است.

در یک رکود اقتصادی، راه‌حل ساده است: بانک مرکزی نرخ بهره را کاهش می‌دهد، اعتبار ارزان می‌شود، وام‌گیری از سر گرفته می‌شود و اقتصاد دوباره تورم می‌گیرد. در یک کاهش اهرم مالی، نرخ‌ها از قبل در صفر یا نزدیک به صفر هستند. جایی برای کاهش بیشتر وجود ندارد. بانک مرکزی، به تعبیر رایج، «در حال فشار دادن طناب است.»

دالیو چهار سازوکار را شناسایی می‌کند که یک اقتصاد می‌تواند برای کاهش اهرم مالی از آن‌ها استفاده کند. هر نمونه در دنیای واقعی ترکیبی از این چهار سازوکار است؛ بحث‌های سیاستی عمدتاً درباره میزان اهمیتی است که باید به هر یک اختصاص داد.

۱. ریاضت

خانوارها، کسب‌وکارها و دولت‌ها هزینه‌های خود را کاهش می‌دهند. واکنش بدیهی‌ترین این است که با کم‌کردن هزینه‌ها بدهی‌ها را پرداخت کنند، اما این کار یک عارضه جانبی وحشتناک دارد. هزینه یک نهاد، درآمد نهاد دیگر است. وقتی همه هم‌زمان هزینه‌هایشان را کاهش می‌دهند، درآمد کل کاهش می‌یابد و این امر بازپرداخت بدهی‌های موجود را دشوارتر می‌کند. سیاست‌های ریاضتی به‌شدت تورم‌زدای (deflationary) هستند. واکنش منطقه یورو به بحران بدهی‌های دولتی خود در سال‌های ۲۰۱۰–۲۰۱۵ تا حد زیادی بر این رویکرد متکی بود.

۲. نکول‌ها و بازسازی بدهی‌ها

بدهی‌ها پاک می‌شوند، کاهش می‌یابند یا مجدداً مذاکره می‌شوند. وام‌دهندگان متحمل زیان می‌شوند؛ ترازنامه‌های وام‌گیرندگان بازنشانی می‌شوند. این مکانیکی عمل می‌کند: بدهی کمتر، بدهی کمتر است، اما ثروت را نابود می‌کند و اگر تعداد زیادی از نهادها هم‌زمان ورشکست شوند، می‌تواند در سراسر نظام مالی سرایت کند. بحران مسکن ۲۰۰۸ این پدیده را در مقیاسی عظیم نشان داد. مانند سیاست‌های ریاضتی، این امر تورم‌زدای است.

۳. انتقال ثروت

دولت‌ها مالیات طبقه دارا را افزایش می‌دهند و از طریق هزینه‌ها یا انتقال‌های مستقیم درآمد را به سمت پایین بازتوزیع می‌کنند. این امر بار بدهی خانوارهای بدهکار را کاهش می‌دهد اما صرفاً پرداخت‌کنندگان هزینه را جابه‌جا می‌کند. از نظر سیاسی ذاتاً ناپایدار است.

۴. چاپ پول (اسکناس‌سازی بدهی)

بانک مرکزی پول جدید خلق می‌کند و از آن برای خرید بدهی دولت استفاده می‌کند، نسخه‌های مدرن این روش تسهیل کمی نامیده می‌شوند. (به ما مراجعه کنید توضیح QE و QT برای مکانیک‌ها. این اهرم تورم‌زا است. 

پول تازه‌آفریده شده به خنثی‌سازی نیروهای انقباضی سه مکانیزم دیگر کمک می‌کند. اگر درست اجرا شود، سیستم مالی را بدون ایجاد تورم افسارگسیخته تثبیت می‌کند. اگر اشتباه اجرا شود، به آلمان وایمار، زیمبابوه یا ونزوئلا می‌انجامد.

سه مکانیزم اول انقباضی هستند؛ مکانیزم چهارم تورم‌زا است. هنر مدیریت کاهش اهرم، متعادل‌سازی آن‌هاست.

توضیح «کاهش بدهی زیبا»

«کاهش بدهی زیبا»، اصطلاح دالیو، مورد نادری است که سیاست‌گذاران در آن چهار مکانیزم را با موفقیت ترکیب می‌کنند. نیروهای انقباضی ناشی از ریاضت، نکول‌ها و انتقال ثروت با نیروی تورم‌زای چاپ پول به گونه‌ای متعادل می‌شوند که رشد اقتصادی اسمی اندکی بالاتر از نرخ بهره اسمی قرار گیرد. وقتی این اتفاق می‌افتد، نسبت بدهی به درآمد به تدریج کاهش می‌یابد، سیستم مالی تثبیت می‌شود و اقتصاد هم از رکود ناشی از کاهش قیمت‌ها و هم از تورم لجام‌گسیخته اجتناب می‌کند.

شرایط تنگ است. چاپ پول باید به اندازه‌ای تهاجمی باشد که تورم منفی را جبران کند، اما به اندازه‌ای محدود باشد که به ارز آسیب نرساند. سازوکارهای تورم منفی باید به اندازه کافی بار را تحمل کنند تا سطح بدهی واقعی کاهش یابد. و سیاست‌گذاران باید در چنین محیطی سیاسی که هر سازوکار بازنده‌های خاص خود را ایجاد می‌کند، راه خود را پیدا کنند.

Infographic illustrating Ray Dalio’s concept of a “beautiful deleveraging.” Deflationary forces (including austerity, debt defaults, and wealth transfers) are balanced against the inflationary force of money printing. At the center, nominal GDP growth exceeds interest rates, allowing debt burdens to decline gradually without triggering either a depression or runaway inflation.توازن «کاهش بدهی زیبا»

کاهش اهرم‌گیری در ایالات متحده پس از ۲۰۰۸ اغلب تقریباً «زیبا» توصیف می‌شود. فدرال رزرو سه دور تسهیل کمی را اجرا کرد که بخش‌های بزرگی از بدهی جدید خزانه‌داری را پولی کرد؛ نظام مالی نکول‌ها و بازسازی‌ها (به‌ویژه در بخش مسکن) را جذب کرد؛ و محرک‌های مالی و بیمه بیکاری ضربه به درآمد را کاهش دادند.

تورم در تمام مدت زیر هدف ۲٪ فدرال رزرو باقی ماند، در حالی که نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی بخش خانوارها به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافت. با این حال، نسبت بدهی دولت فدرال به تولید ناخالص داخلی به‌شدت افزایش یافت که بخشی از دلیل آن است که ما در مراحل پایانی چرخه بلندمدت قرار داریم، نه مراحل ابتدایی آن.

خطره کاهش قیمت‌ها به دلیل بدهی: هشدار اروینگ فیشر

پایه‌ی آکادمیکِ دلیلِ خطرناک‌بودنِ کاهش اهرم مالی، از مقاله‌ای در سال ۱۹۳۳ اثر اقتصاددان دانشگاه ییل، اروینگ فیشر، نشأت می‌گیرد:نظریهٔ بدهی-کاهش‌تورمی رکودهای بزرگ، نوشته شده در اعماق رکود بزرگ. 

چارچوب فیشر همچنان یکی از شفاف‌ترین توصیف‌ها از چرایی شکل‌گیری حباب ناشی از اعتبار و ایجاد فروپاشی خودتقویت‌کننده است و توضیح می‌دهد چرا بانک‌های مرکزی از آن زمان از کاهش قیمت‌ها هراس دارند.

Infographic illustrating Irving Fisher’s debt-deflation theory. The cycle begins with over-indebtedness, followed by distress selling, falling asset prices, falling general prices (deflation), and an increase in the real debt burden, which then triggers further distress selling and reinforces the cycle.مارپیچ بدهی-کاهش تورم فیشر

مکانیزم فیشر یک پارادوکس است. قدم به قدم آن را بررسی کنید:

  1. بدهی بیش از حد: قرض‌گیرندگان در سراسر اقتصاد بدهی بیش از حد بر عهده گرفته‌اند.
  2. فروش تحت فشار: آنها دارایی‌ها (سهام، املاک و مستغلات، موجودی کالا) را می‌فروشند تا نقدینگی تأمین کرده و بدهی‌ها را کاهش دهند.
  3. کاهش قیمت دارایی‌ها: فروش انبوه در سراسر بازارها قیمت‌ها را کاهش می‌دهد.
  4. کاهش سطح عمومی قیمت‌ها (کاهش تورم): با کاهش قیمت کالاها و خدمات همراه با دارایی‌ها، قدرت خرید پول افزایش می‌یابد.
  5. پارادوکس: چون ارزش پول اکنون بیشتر شده است، ارزش واقعی هر بدهی باقی‌مانده افزایش می‌یابد. بدهکاران سریع‌تر می‌دوند اما به عقب حرکت می‌کنند؛ هر دلاری که هنوز بدهکارند، به دلاری سنگین‌تر تبدیل شده است.
  6. فروش اضطراری بیشتر: افزایش بار واقعی بدهی، فروش بیشتری را اجباری می‌کند که قیمت‌ها را بیش‌تر کاهش می‌دهد و این امر ارزش واقعی بدهی را بیش‌تر افزایش می‌دهد.

این چرخه تنها زمانی متوقف می‌شود که بدهی‌های کافی معوق یا از بین رفته باشند، یا زمانی که سیاست به اندازه‌ی کافی تهاجمی مداخله کند تا سقوط قیمت‌ها را متوقف سازد. پیامد سیاستی فیشر (بالا بردن مجدد قیمت‌ها، تقریباً بدون توجه به هزینه) به یکی از پایه‌های بانکداری مرکزی مدرن تبدیل شد.

به همین دلیل بود که فدرال رزرو در سال ۲۰۰۸ در آن مقیاس و در سال ۲۰۲۰ با سرعتی بی‌سابقه اقدام کرد. ترس از کسری تقاضای ناشی از بدهی، همان چیزی است که ابزارهای بانک مرکزی مدرن را توجیه می‌کند و دلیل آن است که تورم ملایم اکنون به‌عنوان یک ویژگی، نه یک نقص، در نظر گرفته می‌شود.

چگونه چرخه اعتباری را خودتان پیگیری کنید

داده‌ها رایگان هستند و بیشتر آن‌ها در FRED قرار دارند.

  • نسبت کل بدهی به تولید ناخالص داخلی (GFDEGDQ188S): بدهی فدرال به درصد تولید ناخالص داخلی. مهم‌ترین شاخص چرخه بلندمدت. این نمودار چرخه بلندمدت را به وضوح نشان می‌دهد: پایین پس از جنگ جهانی دوم، صعودی از اوایل دهه ۱۹۸۰، و به شدت بالاتر پس از سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۲۰.
  • نسبت خدمات بدهی خانوار (TDSP)پرداخت‌های بدهی خانوار به درصد درآمد قابل‌تصرف. وقتی این رقم به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد، فشار اعتباری خانوار در حال افزایش است.
  • منحنی بازده: وقتی نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت از نرخ‌های بلندمدت فراتر روند (منحنی بازده معکوس)، بازار اوراق قرضه سیگنال می‌دهد که چرخه اعتباری کوتاه‌مدت به پایان خود نزدیک شده است. معکوس‌شدن منحنی بازده در هر رکود اقتصادی آمریکا در ۶۰ سال گذشته، با تأخیری ۶ تا ۱۸ ماهه، پیش‌آمده است.
  • اسپردهای اعتباری شرکتی: اختلاف بین بازده اوراق قرضه خزانه‌داری امن و اوراق قرضه شرکتی پرریسک. وقتی این اختلاف افزایش می‌یابد، شرایط اعتباری تنگ‌تر شده و اشتیاق به ریسک کاهش می‌یابد.
  • شکاف اعتبار به تولید ناخالص داخلی BIS: آن بانک تسویه بین‌المللی این موضوع را برای هر اقتصاد عمده ردیابی می‌کند. شکاف مثبت به این معناست که اعتبار خصوصی سریع‌تر از روند بلندمدت رشد می‌کند؛ شکاف‌های مثبت پایدار در تاریخ پیش از بحران‌های بانکی رخ داده‌اند.

هیچ معیار واحدی کل داستان را بیان نمی‌کند. وقتی این سیگنال‌ها با هم بررسی شوند، دمای فعلی چرخه اعتباری را با دقت قابل قبولی توصیف می‌کنند.

چرخه‌های بدهی و کاهش اهرم مالی چگونه بر بیت‌کوین تأثیر می‌گذارند

رابطه بیت‌کوین با چرخه‌های بدهی پیچیده‌تر از آن است که بسیاری از حامیان آن را می‌پذیرند. در مراحل اولیه کاهش اهرم مالی، بیت‌کوین اغلب کمتر مانند طلای دیجیتال و بیشتر مانند یک دارایی پرریسک رفتار می‌کند.

وقتی بازارها دچار وحشت می‌شوند، سرمایه‌گذاران هر چه را که می‌توانند می‌فروشند. فراخوانی مارجین، بازپرداخت بدهی‌ها و کمبود نقدینگی تقاضای ناامیدانه‌ای برای پول نقد ایجاد می‌کند. بیت‌کوین اغلب همراه با سهام و کالاها فروخته می‌شود. در جریان سقوط کووید در مارس ۲۰۲۰، این ارز دیجیتال تنها در چند روز بیش از ۵۰ درصد از ارزش خود را از دست داد.

این مرحلهٔ انقباض بدهی است که اقتصاددان اروینگ فیشر آن را توصیف کرده است: سرمایه‌گذاران بیش‌ازحد اهرم‌گرفته مجبور به تأمین نقدینگی می‌شوند و این امر باعث فروش گسترده می‌گردد. ویژگی‌های پولی بیت‌کوین آن را مصون نمی‌سازد.

رابطه مهم‌تر بعداً مطرح می‌شود. کاهش اهرم مالی مدرن معمولاً با پولی‌سازی بدهی و خلق پول همراه است. پس از بحران مالی ۲۰۰۸، بانک‌های مرکزی برنامه‌های گسترده تسهیل کمی را راه‌اندازی کردند. در سال ۲۰۲۰، فدرال رزرو ترازنامه خود را به تریلیون‌ها دلار افزایش داد، در حالی که دولت‌ها کسری بودجه بی‌سابقه‌ای داشتند.

Side-by-side comparison of the fiat monetary system and Bitcoin. The fiat system expands through debt creation, central-bank money creation, and policy-driven supply changes, while Bitcoin operates with a fixed maximum supply of 21 million coins and a predetermined issuance schedule governed by code.سیستم‌های پولی فیات در برابر بیت‌کوین

اینجاست که فرضیه بلندمدت بیت‌کوین به نظریه چرخه بدهی متصل می‌شود. مانند طلا، بیت‌کوین خارج از نظام اعتباری قرار دارد. عرضه آن به ۲۱ میلیون واحد ثابت است، صرف‌نظر از میزان بدهی‌ای که دولت‌ها انباشته می‌کنند یا شدت گسترش پول توسط بانک‌های مرکزی. هرچه سیاست‌گذاران بیش‌تر به خلق پول برای تثبیت اقتصادهای سنگین بدهی متکی شوند، کمیابی ارزشمندتر می‌شود.

این بدان معنا نیست که هر بار پول چاپ می‌شود، قیمت بیت‌کوین افزایش یابد. مقررات، نقدینگی، پذیرش و احساسات همگی اهمیت دارند. اما در دوره‌های بلندمدت، افزایش بدهی اغلب به گسترش پولی منجر شده و گسترش پولی به‌طور تاریخی به دارایی‌های کمیاب ارجحیت داده است.

از منظر چارچوب چرخه بدهی ری دالیو، بیت‌کوین جایگاهی منحصر به فرد دارد: در فاز کاهش قیمت (دفلاسیونی) آسیب‌پذیر است، زمانی که سرمایه‌گذاران به نقدینگی نیاز دارند، اما ممکن است از سیاست‌های تورم‌زای بعدی تقویت شود.

الگو ساده است: بیت‌کوین ممکن است در دوران بحران آسیب ببیند و سپس از واکنش‌ها سود ببرد. برای سرمایه‌گذاران، این درس کلیدی است. بیت‌کوین صرفاً به نرخ‌های بهرهٔ امروز واکنش نشان نمی‌دهد؛ بلکه هرچه بیشتر بر اساس مسیر بلندمدت بدهی، خلق پول و کاهش ارزش پول ملی ارزش‌گذاری می‌شود.

نتیجه‌گیری

چرخه‌های بدهی تپش قلب اقتصاد پولی مدرن هستند. چرخه‌های کوتاه، یعنی رکودها و بهبودها، بیشترین توجه را به خود جلب می‌کنند؛ اما چرخه‌های بلند تعیین می‌کنند کدام دهه‌ها حال و هوای رونق دارند و کدام دهه‌ها مانند فرآیندی کند و طاقت‌فرسای کاهش اهرم مالی به نظر می‌رسند. 

در حال حاضر بدهی فدرال آمریکا بیش از ۱۲۰٪ تولید ناخالص داخلی است (فراتر از اوج ۱۹۴۶ در جنگ جهانی دوم که رکورد قبلی را رقم زد)، هزینه‌های بهره برای اولین بار از یک تریلیون دلار در سال فراتر رفته و چرخه بلندمدت به‌وضوح به بلوغ رسیده است. 

هیچ‌یک از این‌ها به شما نمی‌گوید بعد چه اتفاقی می‌افتد. اما درک چارچوب (کوتاه‌مدت در مقابل بلندمدت، چهار مکانیزم کاهش اهرم، پارادوکس فیشر) تفاوت بین تماشای چرخه اخبار کلان و واقعاً خواندن آن است.

سوالات متداول

چه چیزی باعث ترکیدن حباب اقتصادی می‌شود؟
کاهش اهرم مالی خوب است یا بد؟
در چرخهٔ کنونی بدهی‌ها در چه موقعیتی قرار داریم؟
تفاوت بین چرخه اعتباری و چرخه بدهی چیست؟
چه چیزی باعث بحران بدهی می‌شود؟

سرمایه‌گذاری امن را با کیف پول Bitcoin.com آغاز کنید.

تا کنون بیش از ۸۵ میلیون کیف‌پول ایجاد شده است. همه آنچه برای خرید، فروش، معامله و سرمایه‌گذاری امن بیت‌کوین و ارزهای دیجیتال خود نیاز دارید.

A screenshot of the Bitcoin.com Wallet app

اسکن کنید تا کیف پول Bitcoin.com دانلود شود.

این کد QR را با دستگاه همراه خود اسکن کنید، به طور خودکار به صفحه فروشگاه مربوطه هدایت خواهید شد.