با افزایش محبوبیت بیتکوین، طراحی اصلی آن که تنها از هفت تراکنش در ثانیه پشتیبانی میکند، اغلب در مقیاسپذیری با مشکل مواجه میشود. این امر به کارمزدهای بالاتر و زمان تراکنشهای کندتر منجر میشود. برای مقابله با این چالشها، راهحلهای لایه دوم (L2) بیتکوین توسعه یافتهاند. این راهحلها با پردازش تراکنشها خارج از بلاکچین اصلی، توان عملیاتی تراکنشها را افزایش داده، امنیت را حفظ کرده و امکان استفاده از ویژگیهای جدیدی مانند قراردادهای هوشمند را فراهم میکنند.
از چندزنجیره استفاده کنید اپلیکیشن کیف پول Bitcoin.com، مورد اعتماد میلیونها نفر برای ارسال، دریافت، خرید، فروش، معامله، استفاده و مدیریت ایمن و آسان بیتکوین (BTC)، بیتکوین کش (BCH)، اتر (ETH) و محبوبترین ارزهای دیجیتال، از جمله توکنهای ERC-20 در اتریوم، پولیگون، آوالانچ و بایننس اسمارت چین.
راهکارهای لایه دوم بیتکوین چیستند؟
راهحلهای لایه دوم بیتکوین (Bitcoin L2s) پروتکلهای ثانویهای هستند که بر بستر بلاکچین اصلی بیتکوین ساخته شدهاند. هدف آنها رفع مشکلات مقیاسپذیری، بهبود سرعت تراکنشها و کاهش کارمزدها است. برخی از L2ها همچنین معرفی میکنند قرارداد هوشمند تواناییها، موارد استفاده بالقوه بیتکوین را گسترش میدهد. با ایجاد یک لایه اجرایی جداگانه، این راهحلها تراکنشها را خارج از زنجیره پردازش میکنند و تنها از بلاکچین اصلی برای تسویه نهایی استفاده میکنند.
تفاوتهای کلیدی بین راهحلهای لایه دوم بیتکوین و اتریوم
بیتکوین و اتریوم، اگرچه هر دو از راهحلهای لایه دوم استفاده میکنند، اما بهدلیل معماریهای زیربنایی متفاوت، از نظر بنیادین با یکدیگر تفاوت دارند:
میراث امنیتی: راهحلهای لایهٔ دوم اتریوم امنیت خود را مستقیماً از شبکهٔ اصلی اتریوم از طریق اعتبارسنجان فعال دریافت میکنند. در مقابل، لایههای دوم بیتکوین به پروتکلهای امنیتی خود متکی هستند، زیرا اعتبارسنجان شبکهٔ اصلی بیتکوین بهطور مستقیم در آنها مشارکت ندارند.
تأیید تراکنش: لایههای دوم اتریوم از روشهای پیشرفتهٔ اعتبارسنجی مانند اثباتهای تقلب و اثباتهای دانش صفر استفاده میکنند که بیتکوین در حال حاضر فاقد آنهاست. این امر پیچیدگی راهحلهای لایه دوم قابل ساخت بر روی بیتکوین را در مقایسه با اتریوم محدود میکند.
کارکرد قرارداد هوشمند: اتریوم بهطور بومی برای پشتیبانی از قراردادهای هوشمند طراحی شده بود، در حالی که بیتکوین چنین نبود. بنابراین، لایههای دوم بیتکوین اغلب با هدف افزودن این قابلیت طراحی میشوند تا کارایی آن را فراتر از انتقالهای ساده ارزش ارتقا دهند.
لایههای سکونت: لایههای دوم بیتکوین تراکنشها را در بلاکچین بیتکوین تسویه میکنند و برای امنیت از مدل اجماع اثبات کار آن بهره میبرند. لایههای دوم اتریوم، از سوی دیگر، تراکنشها را در شبکه اصلی اتریوم تسویه میکنند که از مدل اجماع اثبات سهام استفاده میکند.
چرا به راهحلهای لایه دوم بیتکوین نیاز است؟
نیاز به راهحلهای لایه دوم بیتکوین از محدودیتهای لایه پایه آن ناشی میشود:
مقیاسپذیری و توان عملیاتی: لایه پایه بیتکوین تنها قادر است حدود هفت تراکنش در ثانیه را پردازش کند که در زمانهای اوج به ازدحام شبکه و کارمزدهای بالا منجر میشود. راهحلهای لایه ۲ (L2) راهی برای مقیاسپذیری بدون به خطر انداختن امنیت بیتکوین ارائه میدهند.
هزینههای بالا: هزینههای بالای تراکنش که در چند دوره اوج ازدحام به بیش از ۱۲۰ دلار رسیدهاند، انجام تراکنشهای کوچک را غیرعملی میسازند. راهحلهای لایه ۲ به کاهش این هزینهها کمک میکنند.
قابلیتهای قرارداد هوشمند: لایه پایه بیتکوین فاقد قابلیتهای پیشرفته قرارداد هوشمند است که برای ... ضروری است. برنامههای غیرمتمرکز (dApps) و مالی غیرمتمرکز (دیفای) سکوها
گشودن سرمایه: مقدار قابلتوجهی از سرمایه بیتکوین همچنان بلااستفاده مانده است، زیرا عمدتاً بهعنوان یک ذخیرهکننده ارزش عمل میکند. راهحلهای لایه ۲ با فراهمکردن تراکنشهای سریعتر و اپلیکیشنهای نوآورانه، هدف دارند این سرمایه را آزاد کنند.
راهحلهای لایه دوم بیتکوین چگونه کار میکنند
یک شبکه بلاکچین از دو لایه تشکیل شده است: لایه اجرایی که تراکنشها را پردازش میکند و لایه اجماع که این تراکنشها را اعتبارسنجی و تأیید میکند. لایههای دوم بیتکوین (L2) یک لایه اجرایی جداگانه برای رسیدگی به تراکنشهای خارج از زنجیره توسعه میدهند که سپس برای تسویه نهایی به لایه اجماع بیتکوین ارسال میشوند.
رویکردهای رایج به راهحلهای لایه دوم بیتکوین شامل موارد زیر است:
کانالهای ایالتی: استفاده شده توسط شبکه لایتنینگشبکههای حالت دو طرف را قادر میسازند تا معاملات متعددی را خارج از زنجیره انجام دهند. تنها وضعیت نهایی در بلاکچین ثبت میشود که سرعت را افزایش داده و هزینهها را کاهش میدهد.
زنجیرههای جانبی: سایدچینها، که بهعنوان بلاکچینهای مجزا و متصل به بیتکوین عمل میکنند، مانند شبکه لیکوئید، امکان تراکنشهای سریعتر و ویژگیهای اضافی را فراهم میکنند و بهطور دورهای تسویه خود را در بلاکچین اصلی بیتکوین انجام میدهند.
رولآپها: این بستهها چندین تراکنش خارج از زنجیره را در یک تراکنش واحد گردآوری میکنند و یک مدرک رمزنگاریشده از اعتبار را برای تسویه به بلاکچین بیتکوین ارسال میکنند.
کانالهای ایالتی
کانالهای ایالتی، مانند آنهایی که در ... استفاده میشوند شبکه لایتنینگاین امکان را برای دو طرف فراهم میکند که بدون ثبت هر تراکنش در زنجیره اصلی بیتکوین، تعداد نامحدودی تراکنش بیتکوین را خارج از زنجیره انجام دهند. این رویکرد سرعت تراکنش را بهطور قابلتوجهی افزایش داده و هزینهها را کاهش میدهد.
برای باز کردن یک کانال، دو طرف مبلغ مشخصی بیتکوین را در یک چند امضایی (مولتیسیگ) آدرس در بلاکچین بیتکوین. یک آدرس چندامضایی در بیتکوین نوعی آدرس است که به جای یک نفر، نیازمند تأیید و امضای تراکنش توسط چندین نفر است. آنها بر سر توزیع اولیه بیتکوین بین خود برای این کانال توافق میکنند. پس از باز شدن کانال، طرفین میتوانند تعداد نامحدودی تراکنش خارج از زنجیره انجام دهند و دادههای تراکنش امضا شده را برای بهروزرسانی موجودی بیتکوین مربوطه در وضعیت فعلی کانال، با یکدیگر مبادله کنند. این تراکنشها در طول این فرآیند به شبکه بیتکوین پخش نمیشوند.
وقتی تراکنشها به پایان رسید، دو طرف وضعیت نهایی کانال را امضا و در بلاکچین بیتکوین پخش میکنند. این وضعیت نهایی جدیدترین تقسیمبندی توافقشده بیتکوین بین دو طرف را منعکس میکند. شرایط امضای چندگانه برآورده شده و امکان توزیع مجدد وجوه بر اساس ماندههای نهایی فراهم میشود.
زنجیرههای جانبی
زنجیرههای جانبی بیتکوین، مانند Liquid Network، روی بلاکچینهای جداگانهای عمل میکنند که به بیتکوین متصل هستند. این زنجیرههای جانبی از مکانیزمهای اجماع اختصاصی خود استفاده میکنند که امکان تراکنشهای سریعتر و ویژگیهای اضافی را فراهم میآورد، در حالی که بهطور دورهای تراکنشها را روی زنجیره اصلی بیتکوین بازپخش و نهایی میکنند. در اینجا نحوه کار زنجیرههای جانبی بیتکوین آمده است:
پگ دوطرفه: فناوری بنیادی که امکان انتقال داراییها بین زنجیره اصلی بیتکوین و یک زنجیره جانبی را فراهم میکند، «پگ دوطرفه» نامیده میشود. برای انتقال داراییها از زنجیره اصلی بیتکوین به یک زنجیره جانبی، کاربر ابتدا با ارسال یک تراکنش، بیتکوینهای خود را در یک آدرس خروجی ویژه در بلاکچین بیتکوین قفل میکند. این اقدام عملاً بیتکوینها را در زنجیره اصلی غیرفعال میکند. سپس زنجیره جانبی این رویداد قفل شدن را تشخیص داده و با ضرب و آزاد کردن مقدار معادلی از توکنها در زنجیره جانبی، که اغلب با نام sBTC (بیتکوین زنجیره جانبی) شناخته میشود، پاسخ میدهد. این توکنها نماینده بیتکوینهای قفلشده در زنجیره اصلی هستند. پس از ورود به زنجیره جانبی، کاربران میتوانند این توکنها را آزادانه برای اهداف مختلف، مانند تراکنشها و قراردادهای هوشمند، منتقل و استفاده کنند و از مکانیزم اجماع سریعتر و کارآمدتر زنجیره جانبی بهرهمند شوند. برای بازگرداندن داراییها به زنجیره اصلی بیتکوین، کاربر توکنهای زنجیره جانبی را میسوزاند یا نابود میکند. این رویداد سوزاندن توسط زنجیره اصلی شناسایی میشود و سپس بیتکوینهای قفلشده اولیه به آدرس کاربر در زنجیره اصلی بازگردانده میشوند.
فدراسیون/اعتبارسنجها: برای مدیریت و اعتبارسنجی امن فرآیند پیگ دوطرفه، زنجیرههای جانبی از یک فدراسیون یا گروهی از اعتبارسنجها استفاده میکنند. این فدراسیون چندین عملکرد حیاتی را انجام میدهد. این فدراسیون یا گروه اعتبارسنجان نقش حیاتی در مدیریت و تأمین امنیت فرآیند پیگ دوطرفه بین زنجیره اصلی و زنجیره جانبی ایفا میکند. آنها قفلشدن و بازشدن داراییها را در هر دو زنجیره نظارت میکنند و اطمینان حاصل میکنند که تراکنشها بهدرستی ثبت شوند. همچنین اعتبارسنجی میکنند که مقدار دارایی منتقلشده در هر دو طرف با هم مطابقت دارد و از مشکلاتی مانند خرج دوبرابر جلوگیری میکنند. این فدراسیون میتواند توسط طرفهای مورد اعتماد، اسکریپتهای امضای چندگانه یا قراردادهای هوشمند اداره شود که همگی برای حفظ یکپارچگی و امنیت فرآیند انتقال دارایی کار میکنند.
اجماع مستقل: یک ویژگی تعیینکنندهٔ زنجیرههای جانبی، مکانیزم اجماع مستقل آنهاست که بهطور جداگانه از زنجیرهٔ اصلی بیتکوین عمل میکند. این استقلال به زنجیرههای جانبی اجازه میدهد پارامترهای بلوک سفارشی را پیادهسازی کنند، از جمله زمانهای بلوک متفاوت، اندازههای بلوک و پهنای باند تراکنش که برای کاربردهای خاص آنها بهینهسازی شدهاند. آنها از الگوریتمهای اجماع منحصربهفردی مانند اثبات اختیار (Proof-of-Authority - PoA) یا نمایندگی اثبات سهام (Delegated Proof-of-Stake - DPoS) استفاده میکنند که ممکن است برای اهداف زنجیره جانبی کارآمدتر یا مناسبتر باشد. علاوه بر این، سایدچینها ویژگیهای پیشرفتهای مانند قراردادهای هوشمند، بهبودهای حریم خصوصی و سایر راهحلهای مقیاسپذیری را معرفی میکنند که به طور بومی در زنجیره اصلی بیتکوین موجود نیستند.
رولآپها
رولآپهای لایه دوم بیتکوین با انتقال اجرای تراکنشها و دادهها از بلاکچین اصلی بیتکوین به یک زنجیره یا لایه رولآپ جداگانه کار میکنند، در حالی که همچنان برای در دسترس بودن دادهها و اجماع به بیتکوین متصل میمانند.
مکانیزمهای کلیدی دخیل در فناوری رولآپ شامل اجرای تراکنش در زنجیره رولآپ، فشردهسازی دادهها و لنگراندازی به لایه اول بیتکوین است. کاربران تراکنشها را برای اجرا در زنجیره رولآپ ارسال میکنند، نه مستقیماً در بلاکچین بیتکوین. زنجیره رولآپ این تراکنشها را پردازش کرده و موجودی حسابها را بر اساس آنها بهروزرسانی میکند. پس از پردازش تعداد زیادی تراکنش خارج از زنجیره، رولآپ دادههای تراکنش را فشرده یا «جمع» میکند و آنها را در یک اثبات رمزنگاریشده فشرده یا تعهدنامه خلاصه مینماید که نمایانگر اثر خالص تمام آن تراکنشها بر وضعیت است. این اثبات فشردهشده سپس به صورت دورهای به عنوان یک تراکنش واحد به بلاکچین بیتکوین ارسال میشود. یک قرارداد هوشمند یا مکانیزم تأیید در لایه اول بیتکوین میتواند به طور کارآمد، انتقال وضعیت را که توسط اثبات رولآپ نشان داده میشود، اعتبارسنجی و اعمال کند.
با این حال، رولآپها روی بیتکوین با یک چالش کلیدی روبهرو هستند، زیرا لایه پایه بیتکوین قادر به تأیید بومی اثباتهای رمزنگاری یا تعهداتی که توسط سیستمهای رولآپ تولید میشوند، نیست. چند رویکرد برای فعالسازی رولآپها روی بیتکوین در حال بررسی است، از جمله رولآپهای مستقل و گسترش اسکریپت بیتکوین.
رولآپهای مستقل از بیتکوین به عنوان یک لایه در دسترس بودن دادهها استفاده میکنند، بدون اینکه برای اثبات اعتبار به آن متکی باشند. این رولآپها به صورت مستقل عمل میکنند، تراکنشها را خارج از زنجیره پردازش میکنند و تنها دادههای فشردهشده تراکنش را در بیتکوین منتشر میکنند. آنها مکانیزمهای اجماع و محیطهای اجرای تراکنش خود را خارج از زنجیره مدیریت میکنند و از بیتکوین برای لنگر انداختن و ذخیره دادههای فشردهشده رولآپ استفاده میکنند. برای انتقال داراییهایی مانند بیتکوین به داخل و خارج از رولآپ، از یک سیستم پیگ (peg) غیرمتمرکز، مانند sBTC، استفاده میشود که به جای لایه پایه بیتکوین، بر گروهی غیرمتمرکز از امضاکنندگان تکیه دارد.
توسعه زبان اسکریپت و اپکدهای بیتکوین برای امکانپذیر ساختن رولآپهای اعتبارسنجی، به لایه پایه بیتکوین اجازه میدهد تا گذارهای حالت رولآپ را تأیید و اعمال کند. این احتمالاً نیازمند یک ارتقای نرمفورک برای افزودن اپکدهای جدیدی مانند OP_CAT یا WTC به بیتکوین جهت برنامهنویسی بهتر.
مزایای راهکارهای لایه دوم بیتکوین
لایهٔ اول بیتکوین، اگرچه بهخاطر امنیت و غیرمتمرکز بودنش مشهور است، از چندین محدودیت عملکردی رنج میبرد. تراکنشها در زنجیره اصلی بیتکوین حدود ۱۰ دقیقه طول میکشد تا تأیید شوند، فاقد قابلیت قرارداد هوشمند هستند و اغلب به دلیل ازدحام شبکه کارمزدهای بالایی دارند. برای رفع این چالشها، راهحلهای لایه دوم بیتکوین توسعه یافتهاند که مجموعهای از بهبودها را ارائه میدهند و بهطور قابلتوجهی قابلیت استفاده و کارایی شبکه بیتکوین را افزایش میدهند.
مقیاسپذیری: یکی از مهمترین مزایای راهحلهای لایه دوم بیتکوین، توانایی آنها در افزایش چشمگیر ظرفیت تراکنشهای شبکه است. با پردازش تراکنشها خارج از بلاکچین اصلی، پروژههای لایه دوم میتوانند حجم بسیار بالاتری از تراکنشها را در هر ثانیه در مقایسه با لایه پایه بیتکوین مدیریت کنند. این کاهش بار، ازدحام در زنجیره اصلی را کاهش میدهد و منجر به عملیات شبکهای روانتر و کارآمدتر میشود. افزایش مقیاسپذیری برای پذیرش گسترده بیتکوین در تراکنشهای روزمره و معاملات با فرکانس بالا حیاتی است.
کارمزدهای تراکنش کمتر: از آنجا که تراکنشهای لایه دوم نیاز ندارند تمام دادههای تراکنش روی بلاکچین بیتکوین ثبت شوند، مقدار دادههای لازم برای ذخیرهسازی را بهطور قابلتوجهی کاهش میدهند. این امر به کاهش کارمزد تراکنشها منجر میشود و انجام ریزتراکنشها و سایر انتقالهای کمارزش را از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه میسازد. کاربران از هزینههای کاهشیافته بهرهمند میشوند که این موضوع بهویژه برای کاربردهایی مانند حوالهها و ریزپرداختها، جایی که هزینههای بالا میتواند مانعکننده باشد.
تأییدهای سریعتر: راهحلهای لایه دوم تأیید تراکنشها را تقریباً فوری ارائه میدهند، که در تضاد آشکار با میانگین زمان بلوک ۱۰ دقیقهای در زنجیره اصلی بیتکوین است. این زمان تأیید سریع برای کاربردهایی که نیازمند تسویه سریع هستند، مانند تراکنشهای نقطه فروش و تجارت آنلاین، ضروری است. توانایی دستیابی به تأییدهای سریعتر، تجربه کاربری را بهبود میبخشد و دامنه کاربردهای عملی بیتکوین را گسترش میدهد.
حریم خصوصی بهبود یافته: برخی پیادهسازیهای لایه دوم ویژگیهای حریم خصوصی پیشرفتهای ارائه میدهند. تکنیکهایی مانند مسیریابی پیازی و ناشناسسازی کانال پرداخت ردیابی تراکنشها را دشوارتر کرده و سطح بالاتری از حریم خصوصی را برای کاربران فراهم میکنند.
قابلیتهای قرارداد هوشمند: برخی از پروژههای لایه دوم بیتکوین، قابلیت قرارداد هوشمند را بر روی بیتکوین فعال میکنند. این افزوده، موارد استفاده جدیدی از جمله دیاپها و پروتکلهای دیفای را ممکن میسازد.
امنیت ارثی: راهحلهای لایه دوم بخشی از امنیت خود را از بلاکچین زیرساختی بیتکوین دریافت میکنند. با لنگر انداختن تراکنشها به اجماع اثبات کار مقاوم و غیرمتمرکز بیتکوین، شبکههای لایه دوم میتوانند از قدرت محاسباتی عظیمی که شبکه بیتکوین را ایمن میکند بهرهمند شوند.
چالشهای راهحلهای لایه دوم بیتکوین
با وجود مزایایشان، شبکههای لایه دوم بیتکوین با چالشهایی روبهرو هستند، بهویژه در پلزنی امن بین شبکه بیتکوین و شبکههای لایه دوم و سرعت و توانایی تسویه اثباتها در شبکه بیتکوین. پلها ممکن است در معرض خطرات امنیتی قرار گیرند و برای مقیاسپذیری آینده، بهبود سرعت و هزینه تسویه ضروری است.
برخی از بزرگترین چالشهای پیش روی راهحلهای لایه ۲ بیتکوین عبارتند از:
پلزنی امن بین بیتکوین و شبکههای لایه ۲: شبکههای لایه دوم بیتکوین مانند زنجیرههای جانبی از پلها برای اتصال به زنجیره اصلی بیتکوین استفاده میکنند. این پلها با قفل کردن داراییها در بیتکوین و ضرب توکنهای معادل در زنجیره لایه دوم کار میکنند. با این حال، این طراحی پلزنی دارای ریسکهای امنیتی و مشکلات تجربه کاربری است. بسیاری از هکها و زیانهای ارز دیجیتال به دلیل آسیبپذیریهای پلهای بینزنجیرهای رخ دادهاند.
سرعت و هزینه تسویه در شبکه بیتکوین: در حالی که راهحلهای لایه دوم تراکنشها را خارج از زنجیره پردازش میکنند، در نهایت باید وضعیت نهایی را در زنجیره اصلی بیتکوین تسویه کنند. سرعت و هزینه این فرایند تسویه در لایه پایه بیتکوین عوامل مهمی هستند که بر کارایی شبکههای لایه دوم تأثیر میگذارند.
حفظ امنیت بدون اعتبارسنجی مستقیم بیتکوین: برخلاف لایههای دوم اتریوم که اعتبارسنجها تراکنشهای لایه دوم را تأیید میکنند، لایههای دوم بیتکوین امنیت خود را بهطور کامل از نودهای بیتکوین که تراکنشها را اعتبارسنجی میکنند، به ارث نمیبرند. لایههای دوم بیتکوین باید به پروتکلهای امنیتی مستقل خود تکیه کنند، که دستیابی به همان سطح امنیت لایه پایه بیتکوین را دشوار میسازد.
افزایش ریسکهای تمرکزگرایی: برخی از راهحلهای لایه دوم نیازمند ایجاد کانالهای پرداخت و گرههای واسطه یا اجرای مکانیزم اجماع اختصاصی خود هستند. این امر میتواند منجر به تمرکز کنترل در دستان چند نهاد شود و احتمالاً اصول غیرمتمرکز بیتکوین را تضعیف کند.
پیچیدگیهای فنی و چالشهای یکپارچهسازی: ادغام راهحلهای لایه ۲ با زیرساخت موجود بیتکوین، پیچیدگیهای فنی قابلتوجهی را در بر میگیرد، از جمله تضمین سازگاری، حفظ استانداردهای امنیتی و دستیابی به اجماع در جامعه در مورد بهروزرسانیهای پیشنهادی.
پروژههای کلیدی لایه دوم بیتکوین
با ادامهٔ تکامل بیتکوین، چندین پروژهٔ لایهٔ دوم برای رفع مسائل مقیاسپذیری، کارایی و قابلیتهای آن ظهور کردهاند. در اینجا برخی از برجستهترین پروژههای لایهٔ دوم بیتکوین که در حال حاضر چشمانداز را شکل میدهند، آورده شده است:
شبکه لایتنینگ شبکه لایتنینگ احتمالاً شناختهشدهترین راهحل لایه دوم بیتکوین است. این شبکه از کانالهای وضعیت برای تسهیل تراکنشهای خارج از زنجیره بین دو طرف استفاده میکند. این امکان تراکنشهای تقریباً فوری و کمهزینه را فراهم میآورد و بهطور قابلتوجهی کاربرد بیتکوین را برای استفاده روزمره افزایش میدهد. پرداختها.
ویژگیهای کلیدی:
- معاملات خارج از زنجیره
- هزینههای کم
- تسویههای فوری پرداخت
- افزایش حریم خصوصی از طریق مسیریابی پیازی
خواندن شبکه لایتنینگ چیست؟ در مرکز یادگیری ما برای بررسی عمیقتر شبکه لایتنینگ بیتکوین.
۲. شبکه مایعشبکه لیکوئید (Liquid Network)، توسعهیافته توسط بلاکاستریم، یک زنجیره جانبی بیتکوین است که برای تراکنشهای سریع و محرمانه طراحی شده است. این شبکه امکان صدور و انتقال داراییها، از جمله بیتکوین و استیبلکوینها را با کارمزدهای کمتر و زمان تسویه سریعتر در مقایسه با زنجیره اصلی بیتکوین فراهم میکند.
ویژگیهای کلیدی:
- پین دوطرفه برای انتقال بیتکوین
- معاملات محرمانه
- صدور و مدیریت داراییها
- زمانهای تسویه سریع
۳. پایهی پیوندیRootstock یک زنجیره جانبی بیتکوین سازگار با ماشین مجازی اتریوم (EVM) است که از اجماع اثبات کار و استخراج ترکیبی استفاده میکند. این پلتفرم به کاربران بیتکوین اجازه میدهد BTC خود را قفل کرده و RBTC ضرب کنند و با افزودن قابلیتهای پیشرفته قرارداد هوشمند، کارایی بیتکوین را افزایش میدهد.
ویژگیهای کلیدی:
- کارکرد قرارداد هوشمند
- پیوند دوطرفه با بیتکوین
- سازگار با زبان سالیدیتی اتریوم
- امنیت افزایشیافته از طریق نرخ هش بیتکوین
۴. پشتهStacks یک راهحل لایهٔ دوم منحصربهفرد است که با بلاکچین بیتکوین یکپارچه میشود تا قراردادهای هوشمند، اپلیکیشنهای غیرمتمرکز و داراییهای دیجیتال را ممکن سازد. این شبکه از یک مکانیزم اجماع نوآورانه به نام اثبات انتقال (Proof of Transfer یا PoX) استفاده میکند که برای امنیت به بیتکوین متصل است. شبکهٔ Stacks همچنین یک توکن بومی به نام Stacks (STX) را نیز یکپارچه میکند.
ویژگیهای کلیدی:
- قراردادهای هوشمند
- اجماع اثبات انتقال (PoX)
- برنامههای غیرمتمرکز
- یکپارچهسازی با مدل امنیتی بیتکوین
۵. بیتکوین پیچیده (WBTC) بر روی اتریومبیتکوین پیچیده (WBTC) یک راهکار لایه-۲ است که بیتکوین را به اتریوم متصل میکند. این راهکار به کاربران اجازه میدهد تا بیتکوین خود را به یک توکن ERC-20 تبدیل کنند و از آن در اکوسیستم دیفای اتریوم استفاده نمایند.
ویژگیهای کلیدی:
- اتصال بیتکوین به اتریوم
- فعالسازی بیتکوین در اپلیکیشنهای دیفای
- سازگاری توکن ERC-20





