فرآیند بهبود پروتکل بیتکوین تا حدی سیاسی است، به این معنی که ذینفعان باید برای کسب قدرت و نفوذ رقابت کنند. با این حال، این یک دموکراسی، پلوتوکراسی یا هیچ نوع نظام سیاسی رسمی دیگری نیست. بلکه، فرایند تکامل بیتکوین فرایندی مبتنی بر اجماعسازی است که در آن بحث و اقناع نقشی حیاتی دارند، اما در آن همه شرکتکنندگان همواره اختیار تام خود را حفظ میکنند. به عبارت دیگر، این یک سیستم اختیاری است که در آن هر کس این انتخاب را دارد که راه خود را برود، و ماهیت بیتکوین به دست کسانی است که از آن استفاده میکنند. نکته مهم این است که فرهنگ غالب در میان بیتکوینرها این است که پروتکل تغییر نمیکند، مگر اینکه کاملاً ناگزیر باشد. این بدان معناست که مگر اینکه اکثریت قاطع شرکتکنندگان با تغییری موافقت کنند، هیچ تغییری رخ نخواهد داد - و کسانی که مایل به تغییر هستند همیشه آزادند که راه خود را بروند.
با درک این موضوع که در نهایت، بیتکوین همان چیزی است که کاربرانش میگویند، یک فرآیند رسمی برای تصمیمگیری در سطح توسعهدهندگان وجود دارد تا مشخص شود چه تغییراتی لازم است و چگونه باید آنها را یکپارچه کرد. این فرایند توسعهٔ نرمافزار کلاینت بیتکوین کور است که جامعهٔ نودها انتخاب میکنند اجرا کنند. این نرمافزار قواعد پروتکل بیتکوین را تعریف میکند، بنابراین از جهاتی خودِ بیتکوین است.
بیتکوین یک پروتکل ایستا نیست. توسعهدهندگان روی بیتکوین کار میکنند تا باگهای بحرانی را برطرف کرده و بهروزرسانیهایی ارائه دهند که تضمین میکند پروتکل در گذر زمان پایدار بماند. اما چه کسی تصمیم میگیرد چه تغییراتی در بیتکوین اعمال شود؟ از آنجا که بیتکوین غیرمتمرکز است، فرآیند تکامل آن بسیار متفاوت از یک نهاد متمرکز است که در آن تصمیمگیریها به صورت از بالا به پایین انجام میشود. در واقع، اصطلاح «حکمرانی» به طور دقیق بر بیتکوین صدق نمیکند. دلیل آن این است که این واژه به وضعیتی اشاره دارد که در آن رهبران به عنوان نماینده توده عمل میکنند - و بیتکوین اینگونه کار نمیکند. اگرچه برخی از سیستمهای غیرمتمرکز مبتنی بر بلاکچین فرآیندهای رسمی حاکمیتی مانند توانایی رأی دادن به پیشنهادات روی زنجیره یا انتخاب رهبران را در خود دارند، بیتکوین چنین چیزی ندارد.
پیشنهادهای بهبود بیتکوین چیستند؟
فرآیند پیادهسازی ارتقای کد بیتکوین از طریق پیشنهادهای بهبود بیتکوین (BIPها) رسمیسازی میشود. این پیشنهادها تدوین میشوند، توسط همتایان بازبینی میشوند، بهصورت عمومی مورد بحث قرار میگیرند و بهطور دقیق آزمایش میشوند تا هدف «اجماع تقریبی» در میان جامعه محقق شود. گفته میشود اجماع تقریبی زمانی حاصل میشود که اکثریت افراد قانع شوند که اعتراضها به پیشنهاد نادرست هستند.
پس از دستیابی به اجماع کلی، گام بعدی ادغام یک BIP در پیادهسازی کلاینت نرمافزاری بیتکوین که با نام Bitcoin Core شناخته میشود، است. این مرحله توسط یکی از تعداد کمی «توسعهدهندهٔ هستهای» که «دسترسی commit» به مخزن کد دارند، انجام میشود (به این معنی که میتوانند کد را به یک پلتفرم عمومی مشخص که جامعه آن را میشناسد، آپلود کنند). پس از آنکه BIP وارد بیتکوین کور شد انبار کدآخرین مرحله این است که شبکه کاربران (گرهها) نسخه جدید نرمافزار کلاینت را نصب کنند. این مرحله نهایی حیاتی است زیرا به این معناست که کاربران نهایی کنترل نهایی بر آنچه بیتکوین هست را حفظ میکنند.
تنها زمانی که تعداد مشخصی از نودها بهروزرسانی را نصب کنند، میتوان آن را فعالشده محسوب کرد و مانع فعالسازی برای BIPهایی که تغییرات اساسی در پروتکل بیتکوین ایجاد میکنند، بسیار بالا تعیین شده است. برای مثال، BIP 141 (SegWit) نیاز داشت که ۹۵٪ از ماینرهای شبکه در یک دورهٔ ثابت ۱۴ روزه برای ارتقا سیگنال دهند.
نکته مهم این است که اکثر BIPهای تأثیرگذار تغییرات «سازگار با نسخههای قبلی» را در پروتکل معرفی میکنند. سازگاری با نسخههای قبلی به این معناست که هر نودی که از نسخه جدید نرمافزار استفاده میکند، همچنان با نودهایی که نسخه قبلی را اجرا میکنند سازگار باقی میماند (و بالعکس). سازگاری رو به عقب به نودها، نه توسعهدهندگان، حق تصمیمگیری نهایی را میدهد که آیا یک پیشنهاد پیادهسازی خواهد شد یا خیر. یک بهروزرسانی سازگار رو به عقب گاهی اوقات «سفت فورک» نامیده میشود.
سختکشی نرمافزاری فعالشده توسط کاربر Segwit (USAF) چه بود؟
پیشنهاد UASF سگویت یک نقطه عطف در تاریخ بیتکوین بود که رویکردی منحصربهفرد و غیرمتمرکز برای اعمال تغییرات در پروتکل بیتکوین را نشان میداد. برخلاف مدلهای سنتی حاکمیتی که در آنها تغییرات توسط توسعهدهندگان یا ماینرها اعمال میشوند، UASF بر کاربران شبکه تکیه دارد تا یک تغییر را پیش ببرند. به طور مشخص، این مکانیزم شامل اجرای نسخهای از نرمافزار بیتکوین توسط کاربران است که برخی تغییرات قاعده را اعمال میکند و از طریق نودهای خود، حمایت خود را از این تغییرات به طور مستقیم اعلام مینماید.
مهمترین UASF در تاریخ بیتکوین در سال ۲۰۱۷ با BIP 148 رخ داد که هدف آن پیادهسازی Segregated Witness (SegWit) بود؛ یک ارتقای پروتکل که برای افزایش محدودیت اندازه بلوک در یک بلاکچین با حذف دادههای امضا از تراکنشهای بیتکوین طراحی شده بود. وقتی بخش قابل توجهی از کاربران شبکه نرمافزاری را که BIP 148 را اعمال میکرد اجرا کردند، این امر ماینرها را تحت فشار قرار داد تا SegWit را بپذیرند، هرچند برخی در ابتدا مقاومت میکردند. این کارزار مردمی موفق بود و منجر به پذیرش گسترده SegWit در شبکه شد. UASF قدرت فرآیند اجماع غیرمتمرکز در بیتکوین را به نمایش گذاشت و نشان داد که اراده جمعی کاربران میتواند بر پروتکل شبکه تأثیر گذاشته و تغییرات قابل توجهی را در آن اعمال کند، که این امر با روح حاکم بر غیرمتمرکز بودن بیتکوین همسو است.
هارد فورک بیتکوین چیست؟
وقتی یک BIP با نسخههای قبلی سازگار نیست، تنها راه معرفی آن چیزی است که به آن «هارد فورک» گفته میشود. در این حالت، فقط نودهایی که نسخه جدید را اجرا میکنند با یکدیگر سازگار هستند. این بدان معناست که کل جامعه نودها باید برای استفاده از نسخه جدید توافق کنند. اگر هر بخشی از جامعه با نصب و اجرای نرمافزار جدید موافق نباشد، نتیجه دو زنجیره مجزا خواهد بود که دیگر با یکدیگر ارتباط ندارند. بیتکوین کش، که بزرگترین و مهمترین فورک بیتکوین است، در اوت ۲۰۱۷ آغاز شد، پس از آنکه شرکتکنندگان در اکوسیستم بیتکوین نتوانستند بر سر روشهای مقیاسپذیری این ارز دیجیتال به توافق برسند.
سایر فورکهای سخت قابل توجه بیتکوین عبارتند از:
بیتکوین گلد (BTG): راهاندازیشده در اکتبر ۲۰۱۷، بیتکوین گلد هدفش غیرمتمرکزسازی بود. ماینینگ بیتکوین با استفاده از یک الگوریتم اثبات کار جدید. این تغییر با هدف دسترسپذیر کردن استخراج برای شرکتکنندگان بیشتر انجام شد، زیرا در برابر تجهیزات استخراج ASIC (مدارهای مجتمع با کاربرد ویژه) مقاوم است؛ تجهیزاتی که گرانقیمت بوده و تمایل دارند قدرت استخراج را در دست عدهای معدود متمرکز کنند.
بیتکوین اسوی (BSV): مخفف Bitcoin Satoshi Vision، BSV از یک هارد فورک بیتکوین کش در نوامبر ۲۰۱۸ پدید آمد. اختلاف اصلی که به بیتکوین SV انجامید، بر سر محدودیت اندازه بلوک بود. حامیان BSV به رهبری کریگ رایت، از بلوکهای بسیار بزرگتر برای مقیاسپذیری ظرفیت تراکنشهای درونزنجیره حمایت کردند که منجر به جدایی جنجالی از بیتکوین کش شد.
بیتکوین دایموند (BCD): در نوامبر ۲۰۱۷ فورک شد، اندازهٔ حداکثر بلوک را افزایش داد و هدف آن بهبود حریم خصوصی و سرعت تراکنشها بود. همچنین عرضهٔ کل سکهها را تنظیم کرد تا مانع ورود کاربران جدید را کاهش دهد.
هر یک از این فورکهای سخت برای رفع کاستیهای درکشده بیتکوین آغاز شدند، چه در مقیاسپذیری، تمرکز استخراج، حریم خصوصی تراکنشها یا مسائل دیگر. با این حال، مهم است بدانیم که همه فورکهای سخت نتوانستهاند همان سطح از حمایت جامعه، ارزش بازار یا اهمیت بیتکوین کش یا بیتکوین را حفظ کنند. موفقیت یک فورک به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله حمایت جامعه، صلاحیت توسعهدهندگان و امکانسنجی تغییرات پیشنهادی.
چه کسی بیتکوین را کنترل میکند؟
در حالی که فرآیند رسمیشده فوق برای ایجاد و ادغام BIPها را میتوان نوعی حاکمیت در نظر گرفت، بیتکوین در واقع بر اساس اجماع گسترده شرکتکنندگانش تکامل مییابد. صداهای متنوعی وجود دارند، از جمله توسعهدهندگان، ماینرها، صرافیها، ارائهدهندگان کیفپول، متولیان، اپراتورهای مستقل نود و کاربران نهایی. شرکتکنندگان در یک کشمکش قدرت پویا گرفتار شدهاند که در آن سازوکارهای موازنه و کنترل مانع از آن میشود که هیچ گروهی قدرت یا نفوذ بیش از حد پیدا کند.
ممکن است به این واقعیت نگاه کرد که تنها ۱۰۰ توسعهدهنده وجود دارد. فهرستشده بهعنوان کسی که به کلاینت بیتکوین کور کمک کرده است، نتیجه میگیرم که منبع تأمین مالی پشت آن توسعهدهندگان، نیروی محرکه اصلی در تکامل بیتکوین است. با این حال، باید در نظر گرفت که حداقل ۸۰٬۰۰۰ نود بیتکوین وجود دارد - و از آنجایی که اکثر نودها بهطور مستقل تصمیم میگیرند کدام کلاینت نرمافزاری بیتکوین کور را اجرا کنند، توسعهدهندگان را میتوان وابسته به نودها دانست. در نهایت، اگر توسعهدهندگان نرمافزاری را منتشر کنند که با اجماع نودها سازگار نباشد، آن نرمافزار در سراسر شبکه پذیرفته نخواهد شد. در همین حال، کاربران نهایی بیتکوین - که تعدادشان به دهها میلیون میرسد - بر اپراتورهای نود نفوذ دارند. برای مثال، اگر یک ارائهدهنده کیف پول (که یک نود را اداره میکند) شروع به اجرای نسخهای از بیتکوین کند که برخلاف خواست کاربرانش باشد، آن کاربران میتوانند به سادگی به یک ارائهدهنده کیف پول دیگر تغییر دهند.
ماینرها گروه دیگری از شرکتکنندگان هستند که اغلب بهعنوان افرادی با نفوذ بیش از حد بر تکامل بیتکوین مطرح میشوند. استدلال این است که از آنجا که ماینرها تصمیم میگیرند کدام تراکنشها را در بلوکها قرار دهند، گروهی از ماینرها که بیش از ۵۰٪ از توان هش را در اختیار دارند، میتوانند کل شبکه را تصاحب کنند. حتی تهدید به تصاحب شبکه، طبق این استدلال، میتواند برای تأثیرگذاری بر تکامل پروتکل کافی باشد. با این حال، واقعیت این است که ماینرها نیز به نودها (و در نهایت به کاربران نهایی همانطور که در بالا توضیح داده شد) وابسته هستند. دلیل این امر آن است که نودها (و به تبع آن کاربران نهایی) میتوانند به سادگی بلاکهای تولید شده توسط ماینرهایی را که از پروتکل اجماع پیروی نمیکنند، نادیده بگیرند. در این سناریو، ناگزیر گروه دیگری از ماینرها برای هدایت قدرت هش خود به سمت پروتکل اجماع در دسترس خواهند بود. این گروه دیگر از ماینرها به لطف انگیزه اقتصادی فراهم شده توسط پاداش بلاک، به این مهم دست خواهند یافت. در این صورت، ماینرهای «شورشی» خود را در حال اختصاص منابعشان به نسخهای از بیتکوین خواهند یافت که اکثریت کاربران دیگر آن را «بیتکوین واقعی» به حساب نمیآورند. آنها آزادند که در زنجیره جدید خود بیتکوینهای جدیدی استخراج کنند، اما این بیتکوینها به سرعت توسط فعالان بازار کمارزشتر در نظر گرفته میشوند که منجر به زیان اقتصادی قابل توجهی برای ماینرهای یاغی میشود. به عبارت دیگر، انگیزههای اقتصادی قدرتمند ماینرها را مجبور میکند تا از اجماع کل جامعه شرکتکنندگان پیروی کنند. این تعامل، دلیل اصلی قدرتمند بودن مکانیزم اجماع اثبات کار (Proof of Work) برای تضمین اینکه بیتکوین توسط اقلیتی از شرکتکنندگان که نماینده اکثریت نیستند، تصاحب نشود، است.





