از چندزنجیره استفاده کنید اپلیکیشن کیف پول Bitcoin.com, مورد اعتماد میلیونها نفر برای ارسال، دریافت، خرید، فروش، معامله و مدیریت ایمن و آسان بیتکوین، اتر و محبوبترین ارزهای دیجیتال.
چرا حاکمیت لازم است؟
اتریوم یک پروتکل ایستا نیست. برای رفع باگهای بحرانی، مقیاسپذیری و پاسخگویی به شرایط متغیر بازار، همواره نیاز به تغییرات در پروتکل اتریوم وجود دارد.
حکمرانی اتریوم در عمل
اتریوم یک فرایند رسمی برای پیشنهاد، بحث و ادغام بهروزرسانیها در پروتکل خود دارد. در هستهٔ این فرایند، پیشنهاد بهبود اتریوم (EIP) قرار دارد. بهطور کلی، افراد یا تیمهایی در جامعهٔ توسعهدهندگان اتریوم پیشنویس EIPها را تهیه میکنند و جامعهٔ گستردهتر بهشدت بر سر مزایا و معایب آنها بحث میکند. پیشنهادها اصلاح، مجدداً ارسال و مورد بحث و بررسی بیشتر قرار میگیرند تا زمانی که یک اجماع کلی در میان فعالترین شرکتکنندگان جامعه حاصل شود. زمانی که توسعهدهندگان کد لازم برای عملی کردن یک EIP را تکمیل میکنند، آن کد مورد حسابرسی قرار گرفته و به طور دقیق در «تستنت» اتریوم آزمایش میشود. در نهایت، یک بهروزرسانی برای یک یا چند کلاینت اتریوم (که به عنوان «نرمافزار» اتریوم نیز شناخته میشوند) در مخزن کد عمومی ادغام میشود، و در این نقطه کل جامعه نودها باید داوطلبانه انتخاب کنید که بهروزرسانی جدید را نصب و اجرا کنید. تنها در این صورت میتوان تغییرات ناشی از یک EIP را در نظر گرفت. بخشی از اتریوم.
دشواری دستیابی به اجماع در یک سیستم غیرمتمرکز
بهعنوان یک سیستم غیرمتمرکز، فرایند تکامل پروتکل اتریوم لزوماً شامل مشورت، متقاعدسازی و ارادهی آزاد میان ذینفعان است. به عبارت دیگر، این یک فرایند نیمهسیاسی است. این در تضاد با سیستمهای متمرکزتر مانند شرکتهای خصوصی است که در آنها ظرفیت بسیار بیشتری برای تصمیمگیری یکجانبه وجود دارد.
بنابراین، در حالی که هر کسی میتواند همانطور که در بالا توضیح داده شد یک EIP را تدوین و ارسال کند، چالش واقعی جلب حمایت برای پیشنهاد، گردآوری منابع برای توسعه تغییرات لازم در کلاینتهای نرمافزاری اتریوم و – مهمتر از همه – قانع کردن کل جامعه ذینفعان برای پذیرش آن است.
در اتریوم، ذینفعان شامل ماینرها (که فارمهای سرور را برای تأیید تراکنشها و تأمین امنیت شبکه اجرا میکنند)، اپراتورهای نود (که ممکن است شامل صرافیهای ارز دیجیتال، ارائهدهندگان کیفپول، کاوشگران بلاک، برنامههای غیرمتمرکز (دپها)، و غیره)، توسعهدهندگان اصلی پروتکل، توسعهدهندگان DApp، کاربران DAppها و دارندگان ETH. همه این ذینفعان در تکامل پروتکل سهیم هستند.
همیشه بر عهده خود جامعه است که تعیین کند یک پروتکل غیرمتمرکز مانند اتریوم است. این بدان معناست که ارزشهای جامعه گرایش دارند که تکامل پروتکل را هدایت کنند. سؤال این است که جامعه اتریوم چه ارزشهایی را پذیرفته است؟
بیطرفی قابلاعتماد: اصل راهنمای اتریوم برای حاکمیت
جامعه ذینفعان یک ارز دیجیتال به ناچار با گذشت زمان فرهنگ خاص خود را شکل میدهد. برای مثال، در بیتکوین، این فرهنگ بر ارزشهایی مانند حاکمیت فردی و بیاعتمادی به مراجع قدرت متمرکز شده است. این امر به پذیرش شعارهایی مانند «کلیدها در اختیار شما نیست، بیتکوین شما نیست» و «اعتماد نکنید، راستیآزمایی کنید» منجر شده است. جامعه اتریوم قطعاً بسیاری از همین ارزشها را به اشتراک میگذارد، اما از آنجایی که اتریوم در پی دستیابی به عملکردی کاملاً متفاوت از بیتکوین است (در ادامه بیشتر به این موضوع خواهیم پرداخت)، شاید جای تعجب نباشد که جامعه اتریوم فرهنگ و در نتیجه ارزشهای متفاوتی دارد.
در مقالهای در سال ۲۰۲۰ با عنوان «بیطرفی قابلاعتماد بهعنوان یک اصل راهنما» ویتالیک بوترین، مخترع و همبنیانگذار اتریوم، برخی از نظرات خود را در مورد اهمیت صحیح مدیریت در سیستمهایی که نتایج بسیار مهمی در میان است، مطرح کرد (همانطور که در مورد اتریوم نیز صدق میکند، جایی که این شبکه میلیاردها دلار ارزش را مدیریت میکند).
وقتی به «چگونگی ساختن نهادهای کارآمد، حامی آزادی، عادلانه و فراگیر که بر حوزههای مختلف زندگی ما تأثیر گذاشته و آنها را اداره میکنند» نگاه میکنیم، بوتارین بر اهمیت «بیطرفی قابلاعتماد» تأکید کرد که آن را اینگونه تعریف کرد:
اساساً یک سازوکار زمانی بهطور معتبر بیطرف است که تنها با نگاه به طراحی آن بتوان بهسادگی دریافت که این سازوکار علیه یا به نفع هیچ فرد یا گروه خاصی تبعیض نمیکند. این سازوکار با همه بهطور منصفانه رفتار میکند، تا آنجا که در جهانی که تواناییها و نیازهای همه افراد تا این حد متفاوت است، میتوان بهطور منصفانه با مردم رفتار کرد.
به عبارت دیگر، هدف از تکامل اتریوم در طول زمان، به گفته یکی از چهرههای کلیدی اتریوم، این است که اطمینان حاصل شود این شبکه به هیچیک از ذینفعان جامعه جانبداری نمیکند. اما آیا هدف بوتیرین با واقعیت مطابقت دارد؟
بیشتر بخوانید: اتریوم را چه کسی خلق کرد؟?
پیشرفتگرایی در برابر محافظهکاری
اگر فرایند مشورت و متقاعدسازی میان ذینفعان در یک سیستم غیرمتمرکز مختل شود و زمانی که اجماع کلی حاصل نشود، احتمال شکاف در جامعه وجود دارد. در مورد اتریوم، تاکنون تنها یک جدایی بزرگ رخ داده است. وقتی جامعه نتوانست بر سر بهترین روش برای رسیدگی به یک حادثه هک در سال ۲۰۱۶ به توافق برسد، یک فورک ایجاد شد. به طور مشخص، اکثریت جامعه تصمیم گرفتند که بازنویسی بلاکچین برای برگشت هک بهترین اقدام است، در حالی که اقلیت بر رویکرد محافظهکارانه پایبندی به قوانین و ادامه با بلاکچین اصلی بدون تغییر توافق کردند. بدین ترتیب، زنجیره اصلی به اتریوم کلاسیک (ETC) و زنجیره فورکشده، که بار دیگر حمایت بسیار بیشتری از جامعه را حفظ کرده بود، نام اتریوم (ETH) را برای خود نگه داشت.
آیا میتوان تصمیم اکثریت در این مورد را در راستای اصل بیطرفی قابلاعتماد دانست؟ پاسخ قطعاً قابلبحث است. در حالی که منتقدان ممکن است استدلال کنند که بیطرفی توسط استبداد اکثریت نقض شده است، از زاویهای دیگر میتوان گفت که جامعه بهجای محافظهکاری، به ترقیخواهی گرایش یافته است.
چشمانداز اتریوم این است که به عنوان پلتفرمی برای نسل بعدی خود اینترنت (وب ۳) عمل کند. از این نظر، این پروژه هنوز در مراحل اولیه پیشرفت قرار دارد. اتریوم در مرحله فعلی توسعه خود، اغلب از تراکم شدید شبکه رنج میبرد که منجر به تأخیر در پردازش تراکنشها و کارمزدهای غیرقابل تحمل بالا میشود - و این در حالی است که شبکه، تعداد نسبتاً کمی از کاربران را که با طیف هنوز محدودی از برنامهها تعامل دارند، تسهیل میکند، حداقل در مقایسه با آنچه برای تحقق چشمانداز اتریوم مورد نیاز است.
با توجه به نیاز به پیشرفت سریع در بهبود اتریوم (نیازی که در برابر رقابت فزاینده از سوی پلتفرمهای جایگزین قراردادهای هوشمند، بیش از پیش ضروری شده است)، به نظر میرسد که فرآیند حاکمیتی اتریوم باید به گونهای باشد که امکان اعمال تغییرات گسترده در مواقع لزوم را فراهم کند.
در مقایسه، با توجه به اینکه بیتکوین در پی ایفای نقش «صرفاً» یک جایگزین برای پول دولتی، یک ذخیره ارزش مقاوم در برابر سانسور و یک وسیله مبادله همتا به همتا است، شاید در وضعیت فعلی خود به «کامل» یا «بینقص» بودن بسیار نزدیکتر باشد. علاوه بر این، میتوان استدلال کرد که در مورد بیتکوین، تغییر پروتکل خطر تضعیف ارزش آن را به همراه دارد، بهویژه از آنجا که بیتکوین در وضعیت فعلی خود، تا حد زیادی به نظر میرسد که هدف مورد نظر خود را برآورده میکند. بنابراین، در مقابل اتریوم، ممکن است برای بیتکوین مزیت داشته باشد که جامعه آن بر روی یک سیاست محافظهکاری (نسبی) توافق کرده است.
بیشتر بخوانید: حکمرانی در بیتکوین چگونه کار میکند؟
سهدوئیتی بلاکچین
تریلمای بلاکچین به باور رایج اشاره دارد که در رابطه با متمرکززدایی, امنیت، و مقیاسپذیریشبکههای بلاکچین تنها میتوانند بهطور همزمان برای دو مورد از سه ویژگی بهینهسازی کنند. به عبارت دیگر، تنها راه برای مقیاس یک بلاکچین برای مثال، به معنای فدا کردن یکی از آنهاست. متمرکززدایی یا امنیتمنتقدان اتریوم اغلب استدلال میکنند که مزیت سرعت و توان عملیاتی آن نسبت به بیتکوین، برای مثال، به قیمت تمرکززدایی تمام شده است.
انتقاد از سطح غیرمتمرکز بودن اتریوم
جنبش غیرمتمرکزسازی، در هستهٔ خود، دربارهٔ کاهش توانایی گروه کوچکی از شرکتکنندگان در کنترل یک سیستم است. در این زمینه، حضور یک جامعهٔ مقاوم و متنوع از اپراتورهای نود معمولاً مهم تلقی میشود. دلیل آن این است که از آنجا که نودها نرمافزاری را که پروتکل را تعریف میکند اجرا میکنند، هر کسی که بخواهد پروتکل را تغییر دهد ابتدا باید نودها را متقاعد کند تا نسخه جدید او را نصب و اجرا کنند. بنابراین، در دنیایی که برای مثال، تنها کسبوکارها یا مؤسسات بزرگ ظرفیت مدیریت یک نود را دارند، پروتکل ممکن است با گذشت زمان به نفع منافع آن سازمانها تغییر کند، نه منافع افراد متنوعتر. این امر توانایی شبکه را برای دستیابی به بیطرفی معتبر به خطر میاندازد.
یک راه برای تضمین وجود یک جامعهٔ مقاوم و متنوع از اپراتورهای نود، حفظ مانع ورود پایین برای راهاندازی و ادارهٔ یک نود است. استدلال این است که اگر هیچ مانع فنی عمده یا محدودیت هزینهای برای اجرای یک نود وجود نداشته باشد، طیف گستردهای از افراد این کار را انجام خواهند داد. طرفداران این دیدگاه، برای مثال، معتقد بودند که افزایش اندازه بلاک بیتکوین به تمرکزگرایی منجر خواهد شد، زیرا هزینه و پیچیدگی راهاندازی یک نود بیتکوین را افزایش میدهد - امری که به مرور زمان، تعداد و تنوع اپراتورهای نود را کاهش خواهد داد. در واقع، اختلاف نظر بر سر این موضوع به تقسیم جامعه بیتکوین و ایجاد یک «فورک» (انشعاب) منجر شد که به نام بیتکوین کش شناخته شد.
یک انتقاد رایج از اتریوم این است که جامعهٔ اپراتورهای نود اتریوم، به دلیل وجود مانع ورود بالاتر در حال حاضر یا در آینده برای راهاندازی یک نود اتریوم، کمتر مستحکم و متنوع از جامعهٔ بیتکوین خواهد بود.
خطره تمرکزگرایی نود در اتریوم در نوامبر ۲۰۲۰ زمانی برجسته شد که یک اپراتور نود واحد به نام اینفورا (Infura) به دلیل یک نقص فنی موقتاً از کار افتاد. از آنجایی که بسیاری از شرکتکنندگان اکوسیستم به جای اجرای مستقل نودهای خود، به دادههای اینفورا متکی بودند، چندین صرافی بزرگ مجبور شدند برداشت ETH و توکنهای ERC-20 را به طور موقت متوقف کنند. استدلال این است که اگر چنین اختلالی هنگام از کار افتادن یک نود واحد ممکن باشد، توانایی اتریوم برای حفظ بیطرفی معتبر میتواند، برای مثال، توسط فشاری که یک دولت بر یک نود کلیدی مانند اینفورا وارد میکند، به خطر بیفتد.
در رابطه با مانع ورود برای راهاندازی یک نود، منتقدان اغلب به حجم نسبتاً بزرگ بلاکچین اتریوم اشاره میکنند. در حالی که بلاکچین بیتکوین، که دو برابر اتریوم عمر دارد، در صدها گیگابایت اندازهگیری میشود، بلاکچین اتریوم در ترابایتها اندازهگیری میشود. این بدان معناست که اجرای یک نود آرشیوی کامل (که مستلزم دانلود و تأیید کل تاریخچه بلاکچین از ابتدا تا کنون توسط اپراتور است) برای بیتکوین به مراتب کمتر از اتریوم نیازمند دادههای زیادی است، و در نتیجه افراد کمتری در جامعه اتریوم نودهای آرشیوی کامل را اجرا میکنند.
بیشتر بخوانید: ETH 2.0 چیست و آیا میتواند تریلمبلاکچین را حل کند؟





