قراردادهای مشتقه رمزارزی به ستون فقرات بازارهای مدرن دارایی دیجیتال تبدیل شدهاند و نقدینگی و مدیریت ریسک را برای بازیگران خردهفروشی و نهادی تأمین میکنند. در سال ۲۰۲۴، حجم معاملات مشتقات از بازارهای اسپات فاصلهی زیادی گرفت، بهطوریکه تنها سوآپهای دائمی در صرافیهای متمرکز بزرگ به ۵۸.۵ تریلیون دلار رسید و پلتفرمهای غیرمتمرکز رشد سالانهی ۱۳۸٪ را ثبت کردند. با توجه به اینکه اکنون نهادهای مالی بیش از ۸۰٪ فعالیت صرافیهای متمرکز (CEX) را به خود اختصاص دادهاند و پذیرش آنها در دیفای (DeFi) در حال شتاب گرفتن است، مشتقات در حال تثبیت جایگاه خود به عنوان موتور اصلی رشد در امور مالی رمزارزی هستند.
تفکیک بازار مشتقات رمزارزی
نکات کلیدی
قراردادهای مشتقهٔ رمزارزی بهعنوان موتور خاموشی که رشد انفجاری و پیچیدگی بازارهای رمزارز را پیش میبرد، ظهور کردهاند. این ابزارهای مالی مرتبط با داراییهای دیجیتال عمدهای مانند بیتکوین، اتریومو مجموعهای از آلتکوینها، ستون فقرات استراتژیهای معاملاتی نهادی و خردهفروشی در سراسر جهان را تشکیل میدهند.
بیش از آنکه صرفاً ابزارهای گمانهزنی باشند، مشتقات رمزارزی به معاملهگران امکان میدهند ریسکها را پوشش دهند، میزان قرارگیری در معرض ریسک را مدیریت کنند و نقدینگی را آزاد سازند، بدون آنکه مجبور باشند دارایی پایه را در اختیار داشته باشند. از صندوقهای پوشش ریسک عظیم تا معاملهگران خرد، استفاده از مشتقات مانند قراردادهای آتی، اختیار معامله و سوآپهای دائمی به عنصر محوری مشارکت در بازار تبدیل شده است. معاملات مشتقات اکنون بخش اعظم حجم روزانه در بازارهای رمزارزی را تشکیل میدهند و از نظر حجم و تأثیر بر معاملات نقدی (اسپات) بسیار بزرگتر هستند.
درک این بخش پرشتاب نه تنها برای معاملهگران باتجربه، امور مالی نهادی و سیاستگذاران ضروری است.
رشد بازار
رشد انفجاری معاملات دائمی: حجم معاملات ۵۸.۵ تریلیون دلاری در ۱۰ صرافی متمرکز برتر (CEX) در سال ۲۰۲۴، با رشد ۷۹.۶ درصدی در سهماهه چهارم نسبت به سهماهه سوم.
قراردادهای مشتقه غیرمتمرکز: ۱.۵ تریلیون دلار معامله در سال ۲۰۲۴، رشد سالانه ۱۳۸.۱٪.
CEX در مقابل قراردادهای دائمی غیرمتمرکز: یک مقایسهٔ دقیق از بازارهای دائمی CEX و DEX، تعادلهای کلیدی بین نقدینگی، لغزش، کارمزدها، تجربهٔ کاربری و قابلیت ترکیب را آشکار میکند. در حال حاضر، CEXها در نقدینگی عمیق، حریم خصوصی بهتر و معاملات با تأخیر کمتر برای نهادهای دارای موقعیتهای بزرگ با داراییهای برجستهای مانند بیتکوین و ETH.
رکورد جهانی: قراردادهای مشتقه قابل معامله در بورس در سپتامبر ۲۰۲۴ به ۲۰.۰۹ میلیارد قرارداد رسید که بالاترین میزان تا به امروز است.
تسلط پلتفرم: بایننس با ۳۸٪ سهم بازار پیشتاز است. بیتگت به جایگاه سوم صعود کرد و در آوریل ۲۰۲۵ به ارزش ۹۲ میلیارد دلار رسید و سهم بازار آن از ۴٫۶٪ به ۷٫۲٪ از ابتدای سال افزایش یافت.
پذیرش نهادی: پروتکلهای دیفای و داوها (مانند پوشش ریسک خزانهداری با قراردادهای پرپچوال) فعالانه در حال ادغام مشتقات هستند. استیبلکوینها و علاقه روزافزون TradFi به ایجاد پل میان رمزارز و امور مالی جهانی کمک میکنند. در واقع، این مشتریان خرد نیستند که بیش از ۸۰٪ حجم معاملات اسپات در صرافیهای متمرکز (CEXها) را تشکیل میدهند، بلکه مشتریان نهادی هستند.
چشمانداز: با بلوغ بیشتر بازار، بهرهوری سرمایه و استفاده فراتر از گمانهزنی، مشتقات رمزارزی در حال تبدیل شدن به یک ستون بنیادین در همگرایی در حال تحول میان امور مالی دیجیتال و سنتی هستند.
چرا مشتقات رمزارز امروز اهمیت دارند: کارایی سرمایه، نقدینگی، کشف قیمت
در امور مالی سنتی، مشتقات ابزارهای مالیای هستند که ارزش آنها به نوسانات قیمت یک دارایی پایه مانند سهام، کالاها، نرخهای بهره یا ارزها بستگی دارد. در دنیای ارزهای دیجیتال، مشتقات این مفهوم را منعکس میکنند اما به داراییهای دیجیتال مانند بیتکوین، اتریوم، و انبوهی از آلتکوینها.
این ابزارها به اجزای بنیادین اکوسیستم گستردهتر داراییهای دیجیتال تبدیل شدهاند. مشتقات رمزارزی نقش حیاتی در امکانپذیر ساختن مدیریت ریسک، افزایش نقدینگی بازار و تسهیل گمانهزنی قیمت ایفا میکنند. آنها همچنین به تخصیص بهینه سرمایه کمک کرده و به فعالان نهادی در پوشش ریسکهایشان یاری میرسانند. رشد مشتقات از سال ۲۰۱۶ با راهاندازی قراردادهای آتی دائمی توسط BitMEX بهطور جدی آغاز شد. از آن زمان، بازار بهشدت گسترش یافته است.
بر اساس گزارش کوینگکو وضعیت پرپچوالهای کریپتو ۲۰۲۴۱۰ صرافی متمرکز پرپچوال برتر در سهماهه چهارم ۲۰۲۴، حجم معاملات ۲۱.۲ تریلیون دلاری را گزارش کردند که ۷۹.۶ درصد افزایش نسبت به ۱۱.۸ تریلیون دلار در سهماهه سوم ۲۰۲۴ داشت. سال ۲۰۲۴ پرکاربردترین سال برای معاملات پرپچوال تا به امروز بود، با ۵۸.۵ تریلیون دلار فعالیت در ۱۰ صرافی برتر، که مشتقات بیتکوین بیش از ۵۵٪ از کل حجم مشتقات ارزهای دیجیتال را به خود اختصاص داد.
صرافیهای دائمی غیرمتمرکز نیز رشد قابل توجهی را با حجم معاملات ۴۹۲.۸ میلیارد دلاری در سهماهه چهارم ۲۰۲۴ ثبت کردند که ۵۵.۹ درصد افزایش نسبت به رقم ۳۱۶.۲ میلیارد دلاری سهماهه سوم بود. در مجموع، ۱۰ صرافی غیرمتمرکز برتر در سال ۲۰۲۴ حجم معاملات ۱.۵ تریلیون دلاری را ثبت کردند که جهشی +۱۳۸.۱ درصدی نسبت به رقم ۶۴۷.۶ میلیارد دلاری سال ۲۰۲۳ است.
در میان صرافیهای متمرکز، بایننس با ۳۸٪ سهم بازار همچنان سلطه دارد. با این حال، بیتگت در سال ۲۰۲۵ بهعنوان رقیبی قدرتمندتر ظهور کرد و به جایگاه سوم صعود کرد. رتبهبندی سهم بازاردر پایان آوریل ۲۰۲۵، بیتگت حجم معاملات ۹۲ میلیارد دلاری را ثبت کرد و سهم بازار آن از ۴٫۶٪ در ابتدای سال به ۷٫۲٪ افزایش یافت.
در سطح جهانی، حجم ابزارهای مشتقه قابل معامله در بورس در سپتامبر ۲۰۲۴ به ۲۰.۰۹ میلیارد قرارداد رسید که بالاترین سطح ثبتشده تا به امروز است. این رشد خیرهکننده نشاندهنده افزایش علاقه نهادها، بلوغ بازار، پذیرش بیشتر ارزهای دیجیتال در امور مالی سنتی و اعتماد بیشتر به استیبلکوینها است که اغلب بهعنوان داراییهای مبنا در مشتقات آن-چین استفاده میشوند.
علاقهٔ نهادها به مشتقات، بهویژه دیفای، با شروع به استفادهٔ سازمانهای خودمختار غیرمتمرکز (DAO) از مشتقات برای مدیریت خزانه، بهطور قابلتوجهی افزایش یافت. برای مثال، برخی از DAOها از قراردادهای آتی دائمی برای پوشش ریسک در برابر نوسانات بازار استفاده میکنند تا ثبات خزانههای خود را تضمین کنند.
با بالغ شدن بازار داراییهای دیجیتال، استفاده از مشتقات فراتر از گمانهزنیهای ساده گسترش یافته است. امروزه از آنها برای پوشش ریسک پروتکلهای دیفای، مدیریت خزانهداری DAO، استراتژیهای معاملاتی الگوریتمی و به عنوان ابزارهای پوشش ریسک با کارایی سرمایه بالا استفاده میشود.
یکی از محبوبترین انواع مشتقات، قراردادهای آتی است. آتیهای ارز دیجیتال قراردادهای استانداردشدهای هستند که بر اساس آنها دارایی دیجیتال در تاریخی معین در آینده، با قیمتی از پیش تعیینشده خرید یا فروش میشود. این قراردادها به معاملهگران اجازه میدهند بدون مالکیت توکن پایه، بر نوسانات قیمت دارایی حدس و گمان بزنند. برخلاف بازارهای نقدی، آتیها امکان استفاده از اهرم مالی، شرطگذاری جهتدار و پوشش ریسک سبد سرمایهگذاری را فراهم میکنند.
انواع تسویه: فیزیکی در مقابل تسویه نقدی
تسویه فیزیکی: شامل تحویل واقعی دارایی رمزی در سررسید قرارداد است. به دلیل پیچیدگی عملیاتی کمتر رایج است.
تسویه نقدی: شامل پرداخت سود یا زیان به صورت ارزهای فیات یا استیبلکوینها است. این مدل در اکثر پلتفرمهای متمرکز غالب است.
بورسهای اصلی
گروه CME: بزرگترین بورس مشتقات تحت نظارت ایالات متحده که قراردادهای آتی بیتکوین و اتر را به مؤسسات ارائه میدهد.
بایننس، اوکیایکس، بیتگت: صرافیهای پیشرو جهانی که اهرم بالا، نقدینگی و دسترسیپذیری را برای معاملهگران خرد و نهادی فراهم میکنند.
پیوند کارایی CEX با دسترسی به DEX
صرافیهای متمرکز (CEXها) و صرافیهای غیرمتمرکز (DEXها) مدتهاست که صنعت رمزارزها را شکل دادهاند. CEXهایی مانند بایننس، اوکیایکس، بایبیت و بیتگت سرعت بینظیر، نقدینگی عمیق و ابزارهای معاملاتی حرفهای را ارائه میدهند، اما این مزایا به قیمت کنترل امانی کیفپولها به دست میآیند. از سوی دیگر، صرافیهای غیرمتمرکز (DEXها) تجسمبخش روحیه غیرمتمرکزسازی هستند و امکان معامله همتا به همتا را بدون واسطه فراهم میکنند. با این حال، چالشهای آنها شامل نقدینگی پراکنده، سرعت اجرای کندتر، رابطهای کاربری پیچیده و پشتیبانی محدود از کاربران مبتدی است.
این شکاف میان راحتی صرافیهای متمرکز (CEX) و خودمختاری صرافیهای غیرمتمرکز (DEX) به سرعت در حال کاهش است، به لطف نسل جدیدی از راهحلهای ترکیبی و یکپارچهسازیهای چندسکویی که هدفشان ترکیب بهترینهای هر دو جهان است.
نگاهی به راهحلهای ترکیبی ارائهشده توسط CEXها نشان میدهد که سرمایهگذاری سنگینی روی کیفپولهای Web3 کاربرپسند با رابطهای شهودی، پشتیبانی یکپارچه از معاملات و مدیریت روان داراییهای زنجیرهای شده است. برای مثال، کیفپولهای متصل به CEX اکنون امکان مدیریت چندزنجیرهای داراییها، خوراک قیمتهای لحظهای، راههای ورود فیات و تجمیعکنندههای سوآپ را ارائه میدهند و بدین ترتیب ناوبری در Web3 را بیوقفه میکنند.
چندین صرافی بزرگ کیفپولهای جامع Web3 را راهاندازی کردهاند که دامنه دسترسی آنها را به فضای دیفای (DeFi) گسترش میدهد، مانند تراست ولت (Trust Wallet) که متعلق به بایننس (Binance) است و امکان استیکینگ بومی، مرور DApp و تبادل مستقیم توکنها را ارائه میدهد که همگی با اکوسیستم بایننس یکپارچه شدهاند تا انتقال دارایی به صورت یکپارچه بین صرافیهای متمرکز (CEX) و غیرمتمرکز (DEX) انجام شود. صرافیهای دیگری مانند اوکیایکس (OKX) و بایبیت (Bybit) نیز کیفپولهای مشابه Web3 با پشتیبانی از چندین زنجیره، بازارهای NFT و خدمات بازده دیفای دارند.
کیف پول وب۳ بیتگت با پشتیبانی از بیش از ۹۰ بلاکچین متمایز است و خود را به عنوان یک دروازه همهکاره وب۳ معرفی میکند که شامل دسترسی به دیفای، کشف دیاپها و سوآپهای بینزنجیرهای است و به طور یکپارچه به پلتفرم معاملاتی بیتگت متصل میباشد.
با تکیه بر موفقیت کیفپول Bitget، Bitget Onchain جهش استراتژیک در مشتقات رمزارزی را با ادغام قابلیت اطمینان CEX و دسترسی DEX رقم میزند. این قابلیت که مستقیماً در اپلیکیشن Bitget تعبیه شده است، به کاربران امکان میدهد داراییهای آن-چین را با استفاده از یو اس دی تی یا USDC از حسابهای اسپات آنها. این امر فرایند اغلب پیچیده معاملات آن-چین را ساده میکند و در عین حال امنیت در سطح CEX را حفظ میکند، که بهویژه برای جذب کاربران خردهفروشی جدید که بازارهای غیرمتمرکز را کاوش میکنند، اهمیت دارد. پشتیبانی اولیه از بلاکچین شامل سولانا، بیانبی اسمارت چین (BSC) و بیس، با دسترسی آنی به بیش از ۳۰ توکن آن-چین.
یکی از ویژگیهای برجسته Bitget Onchain، ادغام غربالگری هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی برای فیلتر و ارزیابی توکنهای نوظهور بهصورت بلادرنگ است. این امر قرار گرفتن در معرض داراییهای پرریسک را کاهش داده و تصمیمگیریهای سرمایهگذاری را بهبود میبخشد که در محیطهای پرنوسان آن-چین امری حیاتی است. این اقدام مکمل طرح گستردهتر هوش مصنوعی Bitget است که شامل رباتهای معاملاتی، ابزارهای مدیریت ریسک و تحلیلهای پیشبینانه میشود.
این اکوسیستم یکپارچه، که در آن تمرکزگرایی و غیرمتمرکزسازی بهطور همزمان وجود دارند و بهطور رایج CeDeFi نامیده میشود، به اکوسیستمهای پشتیبانیشده توسط CEX برتری رقابتی در بینشهای بازار، ابزارهای تحقیقاتی، راهنمایی کاربران و مدیریت ریسک میبخشد.
عمق تبادل
در حالی که بایننس و اوکیایکس از نظر حجم معاملات همچنان بزرگترین پلتفرمهای مشتقات رمزارز هستند و برای کاربران خرد و نهادی جذابیت دارند، بیتگت جایگاه متمایزی برای خود ایجاد کرده است که بر دسترسپذیری، کپیتریدینگ و نوآوریهای متناسب با معاملهگران خرد تمرکز دارد.
بیتگت از اندازههای قرارداد با حداقل 0.001 پشتیبانی میکند. بیتکوین یا ۱ یو اس دی تیبا اهرمی تا ۱۲۵ برابر برای برخی قراردادهای دائمی منتخب. این صرافی با ارائه ویژگیهای شهودی مانند کپیترادیینگ یککلیکی، سهم بازار خود را بهسرعت افزایش داده و به کاربران کمتجربهتر امکان میدهد استراتژیهای معاملهگران برتر را شبیهسازی کنند.
تا سهماهه چهارم ۲۰۲۴، بیتگت حجم معاملات آتی به ۱۶ میلیارد دلار رسید که نشاندهنده افزایش مشارکت کاربران و فعالیت بازار است. بر اساس گزارش «وضعیت نقدینگی رمزارزها در صرافیهای CEX در سال ۲۰۲۵» از CoinGecko، بایننس پیشتاز است. بیتکوین عمق، پس از آن Bitget و OKX قرار دارند. نقدینگی در اکثر صرافیها شیب صعودی ثابتی را نشان میدهد که حاکی از نقدینگی خوب در تمام سطوح عمق است. ۳۲٪ از این نقدینگی در بایننس قرار دارد که عمق دفتر سفارشات را در هر دو سمت خرید و فروش حدود ۸ میلیون دلار پشتیبانی میکند. پس از آن Bitget با ۴.۶ میلیون دلار و OKX با ۳.۷ میلیون دلار قرار دارند.
بایننس از طریق استخرهای نقدینگی عمیق خود به بازیگران نهادی بزرگ خدمترسانی میکند، طیف گستردهتری از انواع قراردادها، از جمله قراردادهای آتی با مارجین ارز دیجیتال، را ارائه میدهد و در سراسر آن سطح بالایی از موقعیتهای باز را حفظ میکند. بیتکوین و ETH بازارهای همیشگی
OKX اهرم کمی پایینتری (تا ۱۰۰ برابر) ارائه میدهد اما ابزارهای معاملاتی قدرتمندی دارد که معاملهگران کمی و توسعهدهندگان را جذب میکند. همچنین حسابهای یکپارچه برای مارجین و فیوچرز را ادغام کرده است که به معاملهگران کارایی سرمایه بیشتری در سراسر محصولات میدهد. برای ETHبیتگت با عبور از بایننس، به نقدشوندهترین صرافی در محدوده ±۱۵ دلار (دامنه ۱٪) تبدیل شد و پس از آن OKX قرار دارد. با این حال، نقدینگی در این محدوده در میان صرافیهای ملاکگذاریشده نسبتاً سالم است و ۶ صرافی نقدینگی بیش از ۱ میلیون دلار دارند. بیتگت همچنین در ... پیشتاز است. ایکسآرپی، حل شد.
این نشاندهنده یک روند واضح است: بایننس و اوکیایکس در عمق و جذابیت برای نهادها تسلط دارند، در حالی که بیتگت با نوآوری در زمینه کاربری و پویاییهای معاملات اجتماعی رشد میکند. در حال حاضر، بیتگت با بیش از ۱۰۰۰ مشتری نهادی همکاری میکند، در حالی که بایبیت به حدود ۱۵۰۰ مشتری نهادی خدمات ارائه میدهد.
از ژانویه، بیتگت خدمات نهادی خود را بهشدت تقویت کرده است؛ از جمله ارتقای برنامه وامدهی، افزایش مشوقهای نقدینگی و آمادهسازی حسابهای حاشیه سود یکپارچه برای سهماهه سوم تا بهرهوری سرمایه را به حداکثر برساند. نتایج نشان میدهد که اکنون ۸۰٪ از شرکتهای برتر کمی رمزارزی در بیتگت معامله میکنند و مشتریان نهادی ۸۰٪ از حجم معاملات اسپات را تشکیل میدهند که با سهم Coinbase برابر است.
داراییهای نهادی تحت مدیریت (AuM) دو برابر شده است و سهم حجم معاملات آتی Bitget در عرض تنها ۶ ماه به ۵۰٪ رسیده و هدفگذاری شده تا پایان سال به بیش از ۷۰٪ برسد. نقدینگی CEX برای پنج دارایی برتر کریپتو بهطور کلی سالم است، با این که بایننس بیشترین نقدینگی را برای بیتکوین، در حالی که بیتگت نقدشوندهترین پلتفرم برای آلتکوینها در بازه قیمتی ۰.۳٪ – ۰.۵٪ است.
پروفایل کاربر
پوششدهندگان نهادی: مدیران دارایی و خزانهداری شرکتها اغلب از قراردادهای آتی برای تثبیت ارزش رمزارزها در افق برنامهریزی استفاده میکنند. با موقعیتهای معاملاتی که از ۵ میلیون تا ۵۰۰ میلیون دلار در هر موقعیت متغیر است، این استراتژی در بازار نقدی بزرگ به کار گرفته میشود. بیتکوین یا ETH داراییها را برای محافظت از ارزش سبد در برابر افت بازار نگه میدارند. برای مثال، یک صندوق پوشش ریسک با موقعیت ۲۰۰ میلیون دلاری بیتکوین ممکن است برای کاهش میزان ریسک، قراردادهای آتی بیتکوین CME به ارزش ۵۰ تا ۱۵۰ میلیون دلار را شورت کند.
سفتهبازان: معاملهگران خردهفروشی یا حرفهای که موقعیتهای خرید یا فروش کوتاه اتخاذ میکنند، با هدف سود بردن از نوسانات و بازه معاملاتی معمول ۱۰۰۰ تا ۵۰۰٬۰۰۰ دلار برای هر موقعیت. یک معاملهگر سوئینگ ممکن است موقعیتی به ارزش ۵۰٬۰۰۰ دلار باز کند. بیتکوین قرارداد دائمی با اهرم ۱۰ برابر و مارجین ۵۰۰۰ دلاری در زمان احساسات صعودی، با هدف کسب سودهای غیرمتعارف.
شرکتهای پروپ: شرکتهای معاملات فرکانس بالا یا دپارتمانهای آربیتراژ از قراردادهای آتی برای کسب سود از ناکارآمدیهای بازار استفاده میکنند، با حجم سرمایه بین ۵۰۰٬۰۰۰ تا بیش از ۱۰۰ میلیون دلار. بهعنوان مثال، یک شرکت ممکن است بهطور همزمان خرید کند بیتکوین معامله اسپات و فروش کوتاهمدت قراردادهای آتی بیتکوین (BTC) در زمانی که قیمت آنها بیش از حد بالا است، با هدف کسب اختلاف قیمت پایه.
سوآپهای همیشگی – بازی حجم
چه چیزی آنها را منحصر به فرد میکند
سوآپهای دائمی (پرپها) قراردادهای آتی بدون تاریخ انقضا هستند. آنها از طریق مکانیزم نرخ تأمین مالی، قیمت را با بازارهای نقدی همتراز نگه میدارند: وقتی قیمت سوآپ دائمی بالاتر از قیمت نقدی باشد، خریداران (لانگها) به فروشندگان (شورتها) پرداخت میکنند و بالعکس. این ساختار به معاملهگران اجازه میدهد بدون تمدید قراردادها، موقعیتهای خود را بهطور نامحدود حفظ کنند.
تسلط در حجم معاملات
قراردادهای دائمی در معاملات مشتقات ارز دیجیتال غالب هستند و بیش از ۷۰٪ از کل حجم معاملات را به خود اختصاص میدهند. اهرم بالا و سادگی آنها هم معاملهگران تازهکار و هم حرفهای را جذب میکند.
علاقه باز (OI)، مجموع ارزش قراردادهای مشتقهای فعال و باز، معیاری حیاتی برای سنجش عمق بازار و تعهد معاملهگران است که در اواخر ماه مه به بیش از ۸۰ میلیارد دلار و رکورد جدیدی رسید. بایننس همچنان در حجم و OI پیشتاز بیرقیب است، هرچند این برتری توسط بایبیت و بیتگت در حال کاهش است.
مقایسه پرپچوالهای CEX در برابر DEX – کدام یک بهتر است؟
سناریوهای مورد استفاده
معامله خردهفروشی سهام شرکتهای کوچکپایه
سهولت استفاده، کارمزدها و راههای ورود با ارز فیات، مسیر تجربه کاربران خردهفروشی را شکل میدهند. برای کاربرانی که بین ۱ تا ۱۰ هزار دلار معامله میکنند، رابط کاربری ساده، کارمزد کم و فرایند ثبتنام آسان ضروری است. Bitget فرایند KYC ساده، حداقل سپردههای کم و ویژگیهای مارجین شهودی مانند حالتهای ایزوله/کراس را ارائه میدهد. کارمزد سازنده/گیرنده از ۰.۰۲٪ تا ۰.۰۶٪ شروع میشود و با استفاده از توکن BGB یا بازپرداختها برای سفارشهای غیرفعال تا حدود ۰.۰۱۵٪ کاهش مییابد. به همین ترتیب، بایننس و بایبیت سطوح کارمزد رقابتی ارائه میدهند (مثلاً بایننس با کارمزد 0.02٪ برای سازنده و 0.04٪ برای گیرنده برای VIP 0، که با حجمهای بالاتر کمتر میشود)، اما گاهی اوقات نیاز به احراز هویت سنگینتری دارند و میتوانند برای کاربران تازهکار پیچیدهتر باشند.
در مقابل، صرافیهای غیرمتمرکز (DEX) مانند GMX و Hyperliquid دسترسی فوری از طریق کیف پول را فراهم میکنند و کاملاً از KYC صرفنظر میکنند. این امر برای معاملهگران بومی ارز دیجیتال یا آنهایی که به حریم خصوصی اهمیت میدهند، جذاب است. با این حال، یک معامله ۱۰ هزار دلاری در GMX ممکن است بسته به میزان استفاده از استخر و نوسانات، حدود ۳۵ تا ۷۰ دلار کارمزد داشته باشد، در حالی که این رقم در صرافیهای متمرکز (CEX) حدود ۶ دلار یا کمتر است. لایه یک (L1) سفارشی هایپرلایکوئید تسویه سریع را ارائه میدهد، اما راهاندازی اولیه (پلزنی کیف پول، پیکربندیهای RPC) همچنان یک مانع است. ورود با ارزهای فیات نیز با CEXها آسانتر است: بیتگت، بایننس و بایبیت گزینههای مستقیم کارت، بانک و P2P را ارائه میدهند، در حالی که DEXها از کاربران میخواهند ابتدا رمزارز تهیه کرده و آن را پلزنی کنند.
حکم: صرافیهای متمرکز (CEXها) مانند Bitget، Binance و Bybit برای معاملهگران خردهفروشی که اولویتشان کارمزد پایین، یکپارچهسازی با ارزهای فیات و سهولت است، مناسبتر هستند. صرافیهای غیرمتمرکز (DEXها) ناشناسبودن و خودنگهداری را ارائه میدهند، اما برای کاربرانی که بومی رمزارز نیستند، پیچیدگی عملیاتی را افزایش میدهند.
معاملات نهادی/با حجم بالا
کارایی کارمزد، سرعت اجرا و بهرهوری از سرمایه حیاتی هستند. نهادهایی که بیش از ۱ میلیون دلار معامله میکنند بر اسپردهای تنگ، نقدینگی بلوکی و بهینهسازی مارجین تمرکز دارند. بایننس از نظر عمق دفتر سفارش و زیرساختهای نهادی همچنان پیشتاز صنعت است و کمترین کارمزد تیکر (تا ۰.۰۱٪) و دسترسی مستقیم به API و زیرحساب را ارائه میدهد. بیتگت و بایبیت در حال رسیدن به این جایگاه هستند و با برنامههای VIP کارمزدها را به 0.015٪ یا کمتر کاهش داده و سیستمهای مارجین یکپارچه را برای معامله با وثیقههای چند دارایی ارائه میدهند.
بیتگت بهویژه با بازارهای عمیق آتی، موتور تسویه لحظهای و سطوح ریسک موقعیت—که احتمال تسویههای زنجیرهای را کاهش میدهند—از معاملات بزرگ پشتیبانی میکند. بایننس این قابلیت را با درگاههای معاملات بلوکی و معیارهای ریسک قدرتمند تکمیل میکند، در حالی که حساب معاملاتی یکپارچه (UTA) بایبیت کارایی سرمایه مشابهی را در بازارهای اسپات، مارجین و مشتقات ارائه میدهد.
در بخش DEX، هایپرلیکویید برجسته است، با حجم روزانه حدود ۳–۴ میلیارد دلار و مدل DEX مبتنی بر دفتر سفارش که عملکرد CEX را شبیهسازی میکند. با این حال، هیچ سطح VIP یا بازپرداخت کارمزد وجود ندارد؛ یک معامله ۱۰ میلیون دلاری با کارمزد ۰.۰۵٪، ۵۰۰۰ دلار کارمزد دارد، صرفنظر از حجم یا وفاداری. GMX از مدل AMM با لغزش بالاتر و عمق کمتر استفاده میکند که آن را برای جریانهای نهادی کمتر مناسب میسازد.
شفافیت قانونی نیز یک عامل مهم است. صرافیهای متمرکز (CEXها) معمولاً در حوزههای قضایی دارای مجوز فعالیت میکنند، ابزارهای انطباق و عملیات حسابرسیشده را ارائه میدهند، در حالی که صرافیهای غیرمتمرکز (DEXها) بدون نیاز به مجوز هستند اما نهادها را در معرض ریسکهای قرارداد هوشمند و مقرراتی قرار میدهند.
حکم: برای کاربران نهادی یا با حجم معاملات بالا، صرافیهای متمرکز (CEXها) (بهویژه بایننس به خاطر مقیاس، بیتگت به خاطر انعطافپذیری کارمزد، و بایبیت به خاطر یکپارچهسازی سیستم) همچنان مکان ترجیحی هستند. صرافیهای غیرمتمرکز (DEXها) مانند هایپرلیکویید در معاملات نهادی بومی دیفای در حال پیشروی هستند، اما به دلیل عوامل انطباق با مقررات و هزینه، همچنان در جایگاه ثانویه باقی میمانند.
معامله بومی/یکپارچه دیفای
قابلیت ترکیب، کنترل و بازده، کتاب راهنمای بومی دیفای را تعریف میکنند، اما شفافیت نیز معایب خاص خود را دارد. DEXهای دائمی آن-چین مانند GMX و Hyperliquid معاملهگران را با ویژگیهایی جذب میکنند که به آنها امکان میدهد موقعیتهای خود را در سراسر پروتکلهای دیفای ادغام کنند. این ویژگیها شامل توکنهای LP مولد بازده (مانند GLP یا HLP)، مشوقهای حاکمیتی و قابلیت تعاملپذیری قراردادهای هوشمند است. قابلیت ترکیبپذیری امکاناتی مانند استفاده از سهام LP به عنوان وثیقه در پروتکلهای وامدهی، متعادلسازی خودکار و انباشت بازده سبد سرمایهگذاری را فراهم میکند.
با این حال، حوادث اخیر معاملاتی یک معضل مهم شفافیت کامل را آشکار کردهاند: شکار موقعیت. از آنجا که معاملات، تسویهها و سفارشهای در انتظار بهصورت آن-چین قابل مشاهدهاند، رباتهای پیشرفته و معاملهگران مخرب میتوانند موقعیتهای بزرگ را پیشگیری یا معامله معکوس کنند.
در آوریل ۲۰۲۵، چندین موقعیت اهرمی سنگین در Hyperliquid و Aevo گزارش شد که «snipe» شدند؛ آستانههای لیکوییدیشن آنها از طریق ممپولهای عمومی رصد شده و موقعیتهای مخالف بهطور استراتژیک باز شدند تا آنها را به خروج اجباری وادار کنند یا از آن سود ببرند. این اقدامات، اگرچه همیشه غیرقانونی نیستند، نگرانیهایی درباره عدالت ایجاد کرده و نبود حریم خصوصی در اجرای تراکنشها در زنجیره را برجسته میکنند.
در مقابل، صرافیهای متمرکز (CEX) مانند Bitget، Binance و Bybit کتابهای سفارش غیرشفاف و محیطهای اجرایی محافظتشده ارائه میدهند. سفارشهای بزرگ میتوانند به بخشهای کوچکتر تقسیم شوند، از طریق استخرهای تاریک هدایت شوند یا از طریق میزهای معاملات خارج از بورس (OTC) اجرا شوند تا لغزش قیمت و پیشروی سفارشها به حداقل برسد. Bitget همچنین اتوماسیون مدیریت ریسک (مانند سفارشهای هوشمند TP/SL و محافظت چندسطحی از مارجین) و مکانیزمهای تسویهی داخلی را ارائه میدهد که شکارگری در زنجیره را کاهش میدهند.
پلتفرم آنچین بیتگت، در عین حفظ دسترسیپذیری، برخی از ریسکهای دیفای را کاهش میدهد: اگرچه این پلتفرم به فهرست توکنها در زنجیرههایی مانند سولانا و بیانبی در این زنجیره، اجرا بهصورت متمرکز مدیریت میشود. این امر از فرانترانیگ جلوگیری میکند، در حالی که همچنان معاملات پرسرعت و دسترسی به داراییهای دیفای را ارائه میدهد — یک راه میانه بین حفاظت از صرافیهای متمرکز (CEX) و قرار گرفتن در معرض دیفای.
حکم: در حالی که DEXها برای کاربران حرفهای انعطافپذیری و بازده فراهم میکنند، شفافیت کامل آنها میتواند معاملهگران را در برابر رفتارهای شکارگرانهای مانند «شکار مایعسازی» (liquidation sniping) آسیبپذیر کند. برای کسانی که به دنبال اجرای امنتری با دسترسی مشابه به DeFi هستند، Bitget Onchain یا صرافیهای متمرکز (CEX) سنتی، حریم خصوصی معاملاتی و مکانیزمهای دفاعی قویتری ارائه میدهند.
بیتکوین و مشتقات: تثبیت هسته بازار
بیتکوین بیتکوین همچنان سنگ بنای بازار مشتقات کریپتو است و به طور مداوم بخش عمدهای از موقعیتهای باز و حجم معاملات را در پلتفرمهای آتی و اختیار معامله به خود اختصاص میدهد. به عنوان اولین و پرکاربردترین دارایی دیجیتال، بیتکوین به عنوان معیار اصلی احساسات سرمایهگذاران و یک ابزار پوشش ریسک حیاتی برای شرکتکنندگان نهادی و خردهفروشی بازار عمل میکند.
فیوچرز و سوآپهای دائمی بر بیتکوین به معاملهگران روشهای انعطافپذیری برای گمانهزنی درباره نوسانات قیمت، مدیریت ریسک پرتفوی و انجام آربیتراژ بیس یا نرخ تأمین مالی ارائه میدهد. در همین حال، آپشنهای بیتکوین امکان اجرای استراتژیهای پیچیدهای مانند اختیار خرید پوششی، اختیار فروش حفاظتی و استراتژی استردلز را فراهم میکنند. این ابزارها در دوران عدمقطعیت کلان به ابزاری حیاتی تبدیل شدهاند و به شرکتکنندگان بازار اجازه میدهند جهتگیری خود را بیان کنند یا در میان نوسانات از داراییهای بلندمدت خود محافظت نمایند.
به عنوان بیتکوین مشتقات به بلوغ خود ادامه میدهند. بیتکوین دات کامماموریت آن در توانمندسازی کاربران با دانش و ابزارها، آن را بهعنوان یکی از عوامل کلیدی در تسهیل استفاده مسئولانه از مشتقات مالی قرار میدهد. تلاشهای آن از شمول مالی گستردهتر حمایت میکند و به پر کردن شکاف میان پذیرندگان جدید و محصولات مالی پیچیدهای که زمانی تنها در حوزه متخصصان بودهاند کمک میکند.
معامله اختیار معامله – انعطافپذیری مالی
اختیار معامله به دارنده حق میدهد، اما او را ملزم نمیکند که قبل از انقضا دارایی را به قیمت اعمال مشخص بخرد (اختیار خرید) یا بفروشد (اختیار فروش). این اختیارها به معاملهگران اجازه میدهند بر نوسان شرطبندی کنند، پرتفوی خود را پوشش دهند یا استراتژیهای پیچیدهای برای نسبت نامتقارن ریسک و بازده بسازند.
در دِریبیت، بزرگترین صرافی آپشنهای ارز دیجیتال، انحراف نوسانپذیری معمولاً الگویی معکوس نسبت به بازارهای سهام سنتی مانند S&P 500 (SPX) نشان میدهد. در آپشنهای SPX، نوسانپذیری ضمنی برای آپشنهای پوت (حفاظت در برابر کاهش) معمولاً بالاتر از آپشنهای کال است که نشاندهنده پوشش ریسک نهادها در برابر سقوط بازار است و به آن انحراف منفی گفته میشود.
در مقابل، بازار رمزارزها اغلب دارای انحراف مثبت است، بهویژه در بازارهای گاوی، جایی که اختیار خریدهای خارج از پول دارای نوسان ضمنی بالاتری نسبت به اختیار فروش هستند. این امر ناشی از تقاضای خردهفروشی برای قرار گرفتن در معرض افزایش قیمتهای گمانهزنیشده و احتمال حرکتهای سهموی است، بهویژه در داراییهایی مانند بیتکوین و ETH.
اختیار معامله رمزارزی در دارایی پایه تسویه میشود (مثلاً، بیتکوین یا ETH)، افزودن لایهای از پیچیدگی که در بیشتر گزینههای TradFi وجود ندارد، گزینههایی که تسویه نقدی میشوند یا بیارزش منقضی میگردند. بازار ۲۴/۷ همچنین به این معناست که مدیریت ریسک باید مستمر باشد، بدون هیچ شکاف شبانهای و بدون هیچ وقفهای.
موارد استفاده
نهادهای مالی سنتی: در بازارهای SPX، سرمایهگذاران نهادی از استراتژیهای پوشش ریسک ساختاریافته مانند آپشنهای فروش محافظتی یا استراتژیهای کالر برای مدیریت ریسک در سبدهای بزرگ استفاده میکنند. بازارسازان، صندوقهای بازنشستگی و مدیران دارایی بزرگ همچنین به نقدینگی عمیق و مدلهای قیمتگذاری دیرپای خود متکی هستند که حجم معاملات اسمی روزانه میانگین آنها بیش از ۱.۵ تریلیون دلار است.
بازرگانان ارز دیجیتال: در بازار ارز دیجیتال، معاملات نوسان غالب است. شرکتکنندگان حرفهای از استراتژیهای استردل، استرنگل یا اسپ्रेड پروانهای برای بهرهبرداری از حرکات جهتدار و نوسان استفاده میکنند، بهویژه در اختیار فروشهای بیتکوین و اتریوم، با حجم روزانه نزدیک به ۲–۵ میلیارد دلار بهصورت اسمی. بهدلیل نوسان ضمنی بالا و نوسانات سریع قیمت در ارزهای دیجیتال، فروش پریمیوم (مثلاً از طریق اختیار خرید پوششی یا اختیار فروش تضمینشده با وجه نقد) اغلب سودآورتر است، اما در مقایسه با بازارهای مالی سنتی پرریسکتر است.
راهبردهای نهادی
پوشش نوسانات: محافظت در برابر نوسانات شدید قیمت.
تولید درآمد: از طریق نوشتن اختیار خرید و اختیار فروش.
محصولات ساختاریافته: طراحیشده برای مدیریت ریسک و پرداختهای سفارشی.
دسترسی خردهفروشی و نوآوری
سرمایهگذاران خرد اکنون میتوانند به بازده ساختاریافته با آپشنهایی که در گاوصندوقهای ساده بستهبندی شدهاند دسترسی پیدا کنند و بدین ترتیب ابزارهای پیشرفته را برای غیرحرفهایها دموکراتیزه سازند. گاوصندوقهای آپشنهای کریپتو محصولات مالی ساختاریافتهای هستند که استراتژیهای معاملاتی آپشن را بهصورت خودکار برای تولید بازده اجرا میکنند، اغلب بدون نیاز به مدیریت فعال معاملات یا درک مکانیزمهای پیچیده آپشنها.
کاربران خرد معمولاً داراییها را سپردهگذاری میکنند. ETH، بیتکوین، یا استیبلکوینها، به یک قرارداد هوشمند گاوصندوق واریز میشوند. این داراییها بهعنوان وثیقه برای استراتژیهای اختیار معامله گاوصندوق عمل میکنند. هر گاوصندوق یک استراتژی اختیار معامله از پیش تعریفشده را بهصورت هفتگی یا دوهفتهای اجرا میکند که استراتژیهای رایج شامل فروش پوششی اختیار خرید (covered calls) و فروش اختیار فروش با پشتوانه نقدی (cash-secured puts) هستند. حقبیمههای حاصل از اختیار معاملات فروختهشده جمعآوری شده و بهطور متناسب بین شرکتکنندگان گاوصندوق توزیع میشوند. این امر مبنای بازده گاوصندوق را تشکیل میدهد.
والتها شکاف بین استراتژیهای پیچیده اختیار معامله و کاربران روزمره دیفای را پر میکنند. آنها با انتزاع فرآیند اجرا، مدلسازی ریسک و امور لجستیکی، دسترسی به بازده را در بازاری که معمولاً به نفع معاملهگران حرفهای است، برای همگان فراهم میکنند. برای بسیاری، آنها اولین گام برای مشارکت در اختیار معامله را بدون نیاز به مدیریت سررسیدها یا پیشبینیهای نوسانپذیری، نمایان میسازند.
شرکتکنندگان بازار و موارد استفاده
تاجران خردهفروشی: به دنبال قرار گرفتن در معرض ریسک، اهرم مالی و بازدههای ساختاریافته هستند.
نهادها: از مشتقات برای استراتژیهای کارآمد از نظر سرمایه و پوشش ریسک استفاده کنید.
سازندگان بازار: تضمین نقدینگی و ناکارآمدیهای آربیتراژ.
DAOها: مدیریت خزانهها با اختیار معامله و قراردادهای آتی برای پایداری بلندمدت. یک نمونه برجسته MakerDAO است، پروتکلی که پشت استیبلکوین DAI قرار دارد و از استراتژیهای اختیار معامله برای پوشش ریسک و بهینهسازی ذخیرهای که از استیبلکوین آن پشتیبانی میکند، استفاده میکند.
مِیکرِ دِیای او دارای خزانهای متنوع است که شامل USDC میشود. ETHو داراییهای دنیای واقعی (RWAs) برای وثیقهگذاری DAI. برای پوشش ریسک نوسانات نزولی و حفظ یکپارچگی نرخ ثابت DAI، MakerDAO بخشی از ذخایر ETH و استیبلکوینهای خود را به اختیار فروش و حلقههای حفاظتی اختصاص میدهد. علاوه بر پوشش ریسک، Maker همچنین از اختیار معامله برای تولید بازده غیرتضعیفکننده استفاده میکند که به آن امکان میدهد بازده سرمایه راکد خزانهداری را افزایش دهد و در عین حال کارایی سرمایه را حفظ کند.
موارد استفاده اصلی
پوشش ریسک: محافظت از سبد داراییها. مشتقات رمزارزی به معاملهگران نهادی امکان میدهند بهطور کارآمد در معرض ریسک قرار گیرند بدون آنکه سرمایه زیادی را درگیر کنند. یک روش برجسته در این راهنما، استراتژی دلتا-نوترال است که در آن معاملهگر با هدف خنثیسازی ریسک جهتگیری، بهطور مؤثر نوسان یا فرصتهای بیس را جدا میکند.
ساختارهای دلتا-خنثی بهویژه در بازارهای جانبی یا نامطمئن محبوب هستند، زمانی که شرطهای جهتدار پرخطر اما درآمد مبتنی بر نوسان جذاب است. این استراتژیها بهطور گسترده توسط صندوقهای پوشش ریسک خنثی نسبت به بازار، دپارتمانهای معاملاتی بومی رمزارز و ارائهدهندگان نقدینگی که به دنبال هموارسازی بازده و مدیریت ریسک در سبدهای بزرگ هستند، استفاده میشوند.
سفتهبازی: انجام معاملات جهتدار یا استفاده از دیدگاههای کوتاهمدت قیمتی.
آربیتراژ: بهرهبرداری از ناکارآمدیها بین بازار نقد و بازارهای مشتقه.
تأثیر بر کارایی بازار
قراردادهای مشتقه نقدینگی را بهبود میبخشند، کشف قیمت را تقویت میکنند و بازارهای روانتری را تسهیل میکنند. با استفاده از مشتقات، شرکتکنندگان میتوانند دیدگاههای خود را درباره نوسانپذیری، جهت دارایی و همبستگی بازار بهصورت کارآمد از نظر سرمایه معامله کنند.
یک نمونهٔ برجسته از چگونگی کمک مشتقات رمزارزی به کارایی بازار، در جریان بحران بانکداری منطقهای ایالات متحده در مارس ۲۰۲۳ مشاهده شد. با آغاز هجوم به مؤسساتی مانند «سیلیکون ولی بانک» و «سیگنچر بانک»، بیتکوین در ابتدا در میان یک حرکت گستردهتر دوری از ریسک و افزایش گمانهزنیها مبنی بر اینکه ممکن است به عنوان پوششی در برابر بیثباتی بانکی عمل کند، جهش کرد. بیتکوین علاقهٔ باز معاملات آتی جهش کرد و به معاملهگران این امکان را داد که دیدگاههای صعودی و نزولی خود را بهصورت لحظهای بیان کنند.
شایان ذکر است که، در حالی که بیتکوین قیمتهای نقدی بهطور موقت جهش کردند، اما نقدینگی قوی در بازارهای آتی امکان قیمتگذاری مجدد سریع را با تغییر انتظارات کاهش نرخ فراهم کرد. این امر به تثبیت کشف قیمت و کاهش اختلاف قیمت بین بازارهای نقدی و آتی کمک کرد. استفاده از قراردادهای آتی بیتکوین به شرکتکنندگان نهادی و خرد اجازه داد تا ریسک خود را پوشش دهند یا از ناهماهنگیهای کوتاهمدت بهرهمند شوند، بدون آنکه نقدینگی نقدی را تحت فشار قرار دهند.
چشمانداز نظارتی
در حالی که کمیسیون معاملات آتی کالای ایالات متحده (CFTC) معاملات مشتقات را، بهویژه برای بازیگران نهادی، تنظیم میکند، پلتفرمهای غیرمتمرکز در مناطق خاکستری نظارتی فعالیت میکنند. حوزههای قضایی مانند سنگاپور و اتحادیه اروپا چارچوبهایی را برای تشویق نوآوری و در عین حال تضمین حفاظت از مصرفکننده ایجاد میکنند.
مقررات بازارهای داراییهای رمزنگاریشده (MiCA) اتحادیه اروپا که در سال ۲۰۲۵ اجرا میشود، با هدف هماهنگسازی نظارت بر رمزارزها در سراسر این بلوک تنظیم شده است. در حالی که MiCA بهطور گسترده بر استیبلکوینها و توکنهای مبتنی بر دارایی تمرکز دارد، رویکرد آن نسبت به مشتقات محافظهکارانهتر است.
طبق قانون فعلی اتحادیه اروپا، مشتقات رمزارزی عمدتاً تحت چارچوبهای مالی موجود، مانند دستورالعمل بازارهای ابزارهای مالی (MiFID)، تنظیم میشوند. این بدان معناست که ارائهدهندگان قراردادهای آتی یا اختیار معامله روی داراییهای دیجیتال باید بهعنوان شرکتهای سرمایهگذاری مجاز شناخته شوند و از الزامات سختگیرانه حفاظت از سرمایهگذاران، رفتار حرفهای و مدیریت ریسک پیروی کنند.
MiCA با ایجاد مجوزدهی یکنواخت در سراسر کشورهای عضو، شفافیت را افزایش میدهد اما به مقامات ملی اجازه میدهد تا محدودیتهای بیشتری بر محصولات اهرمی، بهویژه آنهایی که به کاربران خردهفروشی عرضه میشوند، اعمال کنند.
در مقابل، مرجع پولی سنگاپور (MAS) رویکردی انعطافپذیرتر اما بسیار گزینشی را برگزیده است. MAS مشتقات مبتنی بر توکنهای پرداخت را، مانند بیتکوین و ETH، به گونهای که تنها در بورسهای مورد تأیید معامله شوند و بر مشارکت نهادی تأکید دارند. دسترسی خردهفروشی به چنین محصولاتی بهشدت کنترل میشود.
چارچوب MAS بر افشای ریسک، تفکیک داراییهای مشتریان و پروتکلهای مبارزه با پولشویی تأکید دارد و با استراتژی گستردهتر خود برای جذب فعالیتهای دارایی دیجیتال تحت نظارت و در عین حال به حداقل رساندن آسیب به مصرفکننده همسو است. بر خلاف اتحادیه اروپا، سنگاپور در مواجهه خردهفروشی با مشتقات محتاطتر بوده و به نوسان و ریسک اهرمگیری اشاره کرده است.
در رقابت نظارتی، صرافیهای ردهبالایی مانند بایننس، بیتگت، بایبیت و اوکیایکس در خط مقدم قرار دارند: بایننس دارای مجوزهایی در مناطق مختلف است، از جمله مجوز VFA کلاس ۳ در مالت، ثبت بهعنوان ارائهدهنده خدمات دارایی مجازی (VASP) در لهستان و لیتوانی، و تأییدیه نظارتی در دبی و سایر مراکز نوظهور رمزارز.
بیتگت در حوزههای قضایی کلیدی مانند لتونی و سیشل تأییدیه نظارتی دریافت کرده است و با دستاوردهای بیشتر در زمینه انطباق، در موقعیتی قرار دارد که بتواند خدمات مشتقات را به معاملهگران اروپایی و منطقه آسیا-اقیانوسیه ارائه دهد.
بایتبیت اخیراً مجوز MiCAR را از سازمان بازار مالی اتریش (FMA) دریافت کرد که به آن امکان میدهد خدمات داراییهای رمزنگاریشدهی تحت نظارت را به تمامی ۲۹ کشور عضو منطقه اقتصادی اروپا ارائه دهد. این نقطه عطف بهطور چشمگیری اعتبار آن در بازار مشتقات اروپا را افزایش میدهد.
اوکیایکس موفق به دریافت مجوز VASP در دبی و مجوزهای رمزارز در حوزههای قضایی مانند باهاما شده است و خدمات با استانداردهای نهادی را در مراکز نوظهور و تحت نظارت رمزارز ارائه میدهد.
در ایالات متحده، کمیسیون معاملات آتی کالا (CFTC) همچنان بر صلاحیت خود بر مشتقات رمزارزی، بهویژه آنهایی که شامل بیتکوین و ETH.
یک اقدام اجرایی برجسته در نوامبر ۲۰۲۳ رخ داد، زمانی که بایننس با کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا (CFTC) و سایر نهادهای فدرال به یک توافق ۴٫۳ میلیارد دلاری رضایت داد. این پرونده بر اصرار فزاینده نهادهای نظارتی بر لزوم رعایت قوانین ایالات متحده توسط پلتفرمهای خارج از کشور در ارائه خدمات به کاربران آمریکایی تأکید کرد.
نتیجهگیری
قراردادهای مشتقهٔ رمزارزی نحوه تعامل شرکتکنندگان با فضای داراییهای دیجیتال را متحول کردهاند. مشتقات از پوشش ریسک ساده تا استراتژیهای معاملاتی پیچیده، اکنون یکی از ارکان اصلی اقتصاد رمزارز به شمار میروند. با تکامل بازارها و افزایش شفافیت مقرراتی، قراردادهای آتی، پرپچوالها و اختیار معامله، بیش از پیش به مدیریت پرتفوی، تأمین نقدینگی و نوآوری مالی تعلق خواهند گرفت و فاز بعدی رشد احتمالاً شامل ادغام تنگاتنگتر بین امور مالی متمرکز و دیفای خواهد بود.
با نگاه به آینده، تکامل بعدی در مشتقات رمزارزی احتمالاً تحت تأثیر هوش مصنوعی و قابلیت تعاملپذیری شکل خواهد گرفت. پلتفرمهای معاملاتی مبتنی بر هوش مصنوعی در حال ظهور هستند تا انتخاب استراتژی، مدیریت ریسک و بهینهسازی سبد سرمایهگذاری را خودکار کنند و به کاربران نهادی و خردهفروشی در بازارهایی که روزبهروز پیچیدهتر میشوند، برتری ببخشند. در همین حال، تسویههای مشتقات میانزنجیرهای که توسط پروتکلهای تعاملپذیری مانند Layerzero یا Axelar پشتیبانی میشوند، میتوانند موانع فعلی را از میان بردارند و امکان جریان بیوقفه مارجین و وثیقه را در سراسر اکوسیستمها فراهم کنند.
با استقبال روزافزون از داراییهای دنیای واقعی توکنشده (RWAs)، انتظار میرود مشتقات ترکیبی بیشتری پدید آیند که داراییهای آن-چین را با ابزارهای مالی سنتی ترکیب میکنند. این امر بازار مشتقات رمزارزی را عمیقتر به سمت مالی متداول سوق داده و عصر بعدی زیرساخت مالی دیجیتال را تعریف خواهد کرد.
دانلود گزارش کامل: دریلینگ بازار مشتقات کریپتو ۱۰۱: چه کسی در این مسابقه پیروز است؟


