🎁 ۲۰۰٪ بونوس خوشآمدگویی تا ۱,۰۰۰ دلار | لاتاری هفتگی بیش از ۱ میلیون دلار | برداشتهای فوری | توکن انحصاری $SHFL | بازیهای با ۹۹٪ RTP 🔥
بهبودهای بیتکوین (BIPs) چیست؟
فرآیند پیادهسازی ارتقاء کد بیتکوین از طریق استفاده از پیشنهادات بهبود بیتکوین (BIPs) رسمی میشود. این پیشنهادات تهیه شده، توسط همتاها بررسی، بهصورت عمومی مورد بحث قرار گرفته و بهطور دقیق آزمایش میشوند تا به هدف دستیابی به 'اجماع تقریبی' در میان جامعه برسند. گفته میشود که اجماع تقریبی زمانی حاصل میشود که بیشتر افراد مطمئن باشند که اعتراضات به پیشنهاد نادرست است.
پس از دستیابی به اجماع تقریبی، گام بعدی یکپارچهسازی BIP در پیادهسازی نرمافزار مشتری بیتکوین به نام Bitcoin Core است. این گام توسط یکی از تعداد کمی از 'توسعهدهندگان اصلی' که به مخزن کد دسترسی 'کمیت' دارند (به این معنا که میتوانند کد را به یک بستر عمومی خاص که جامعه آن را به رسمیت میشناسد بارگذاری کنند) تکمیل میشود. زمانی که BIP وارد مخزن کد Bitcoin Core شد، گام نهایی این است که شبکه کاربران (گرهها) نسخه جدید نرمافزار مشتری را نصب کنند. این گام نهایی حیاتی است زیرا به این معناست که کاربران نهایی کنترل نهایی بر آنچه بیتکوین است را حفظ میکنند.
تنها زمانی که یک آستانه تعریفشده از گرهها ارتقاء را نصب کنند میتوان آن را فعال شده در نظر گرفت، و مانع فعالسازی برای BIPهایی که تغییرات مهمی در پروتکل بیتکوین ایجاد میکنند بسیار بالا تعیین شده است. بهعنوان مثال، BIP 141 (SegWit) نیاز داشت که 95٪ از ماینرهای شبکه برای ارتقاء در یک دوره ثابت 14 روزه سیگنال بدهند.
بهصورت مهم، اکثر BIPهای تبعی تغییرات 'سازگار با نسخههای قبلی' را به پروتکل معرفی میکنند. سازگاری با نسخههای قبلی به این معناست که هر گرهای که از نسخه جدید نرمافزار استفاده میکند با گرههایی که نسخه قبلی را اجرا میکنند سازگار باقی میماند (و بالعکس). سازگاری با نسخههای قبلی به گرهها، نه توسعهدهندگان، این امکان را میدهد که تصمیم نهایی درباره اجرای یک پیشنهاد داشته باشند. بهروزرسانی سازگار با نسخههای قبلی گاهی اوقات بهعنوان 'فورک نرم' شناخته میشود.
فورک نرم فعال شده توسط کاربر Segwit (USAF) چه بود؟
USAF Segwit یک لحظه محوری در تاریخ بیتکوین بود که رویکردی منحصربهفرد و غیرمتمرکز برای اعمال تغییرات در پروتکل بیتکوین را نمایان کرد. برخلاف مدلهای حکومتی سنتی که در آن تغییرات توسط توسعهدهندگان یا ماینرها اعمال میشود، یک USAF به کاربران شبکه متکی است تا تغییری را ایجاد کند. بهطور خاص، این مکانیزم شامل کاربران میشود که نسخهای از نرمافزار بیتکوین را اجرا میکنند که تغییرات خاصی در قوانین را اعمال میکند و حمایت خود از این تغییرات را بهطور مستقیم از طریق گرههای خود نشان میدهند.
مهمترین USAF در تاریخ بیتکوین در سال 2017 با BIP 148 رخ داد که هدف آن پیادهسازی شاهد جداشده (SegWit) بود، یک ارتقاء پروتکل که برای افزایش محدودیت اندازه بلوک در بلاکچین با حذف دادههای امضا از تراکنشهای بیتکوین طراحی شده بود. زمانی که بخشی قابل توجه از کاربران شبکه نرمافزاری را اجرا کردند که BIP 148 را اعمال میکرد، این مسئله به ماینرها فشار میآورد تا SegWit را پذیرفته و این در حالی بود که برخی در ابتدا مقاومت نشان میدادند. این کمپین ریشهای موفقیتآمیز بود و منجر به پذیرش گسترده SegWit در شبکه شد. USAF قدرت فرآیند اجماع غیرمتمرکز در بیتکوین را نشان داد و نشان داد که اراده جمعی پایگاه کاربران میتواند تغییرات مهمی در پروتکل شبکه ایجاد کند که با اصول غیرمتمرکز بیتکوین همسو است.
فورک سخت بیتکوین چیست؟
زمانی که یک BIP با نسخههای قبلی سازگار نیست، تنها راه معرفی آن از طریق چیزی است که بهعنوان 'فورک سخت' شناخته میشود. در اینجا، تنها گرههایی که نسخه جدید را اجرا میکنند با یکدیگر سازگار هستند. این بدان معناست که کل جامعه گرهها باید توافق کنند که از نسخه جدید استفاده کنند. اگر هر بخش از جامعه با نصب و اجرای نرمافزار جدید موافق نباشد، نتیجه دو زنجیره جداگانه است که دیگر با یکدیگر ارتباط ندارند. بیتکوین کش، که بزرگترین و مهمترین فورکهای بیتکوین است، در آگوست 2017 شروع شد پس از اینکه شرکتکنندگان در اکوسیستم بیتکوین نتوانستند بر روشهای مقیاسپذیری ارز رمزنگاری به توافق برسند.
سایر فورکهای سخت بیتکوین که قابل توجه هستند عبارتند از:
بیتکوین گلد (BTG): در اکتبر 2017 راهاندازی شد، بیتکوین گلد هدف داشت تا استخراج بیتکوین را با استفاده از یک الگوریتم اثبات کار جدید غیرمتمرکز کند. این تغییر برای این بود که استخراج را برای بیشتر شرکتکنندگان قابل دسترس کند با مقاومت در برابر تجهیزات استخراج ASIC (مدارهای مجتمع خاص برنامه)، که گران است و تمایل دارد قدرت استخراج را در دست عده کمی متمرکز کند.
بیتکوین SV (BSV): با نام بیتکوین ساتوشی ویژن، BSV از یک فورک سخت بیتکوین کش در نوامبر 2018 پدید آمد. اختلاف اصلی که به بیتکوین SV منجر شد بر سر محدودیت اندازه بلوک بود. طرفداران BSV، به رهبری کریگ رایت، برای بلوکهای بسیار بزرگتر برای مقیاسگذاری ظرفیت تراکنشهای درون زنجیرهای، بهطور جدی حمایت کردند، که منجر به شکاف بحثبرانگیز از بیتکوین کش شد.
بیتکوین دایموند (BCD): در نوامبر 2017 فورک شد، بیتکوین دایموند محدودیت اندازه بلوک را افزایش داد و هدف داشت تا حریم خصوصی و سرعت تراکنشها را بهبود بخشد. همچنین عرضه کل سکهها را تنظیم کرد تا مانع ورود برای کاربران جدید کاهش یابد.
هر یک از این فورکهای سخت برای رفع نقصهای درک شده بیتکوین آغاز شدند، چه در زمینه مقیاسپذیری، تمرکز استخراج، حریم خصوصی تراکنش یا مسائل دیگر. با این حال، مهم است که توجه داشته باشید که همه فورکهای سخت سطحی از پشتیبانی جامعه، سرمایه بازار یا مرتبط بود ن مانند بیتکوین کش یا بیتکوین را حفظ نکردهاند. موفقیت یک فورک به عوامل مختلفی بستگی دارد، از جمله پشتیبانی جامعه، شایستگی توسعهدهندگان و قابلیت تغییرات پیشنهادی.
چه کسی کنترل بیتکوین را در دست دارد؟
در حالی که فرآیند رسمی توصیف شده برای ایجاد و یکپارچهسازی BIPها میتواند بهعنوان شکلی از حکومت در نظر گرفته شود، بیتکوین در واقع بر اساس اجماع گسترده شرکتکنندگان خود تکامل مییابد. صداهای گستردهای وجود دارند، از جمله توسعهدهندگان، ماینرها، صرافیها، ارائهدهندگان کیف پول، متولیان، اپراتورهای گره مستقل و کاربران نهایی. شرکتکنندگان در یک مبارزه قدرت پویا قفل شدهاند که در آن چکها و توازنها از قدرت و نفوذ بیش از حد یک گروه جلوگیری میکنند.
ممکن است به این واقعیت نگاه کنید که فقط 100 توسعهدهنده به عنوان مشارکتکننده در کلاینت Bitcoin Core فهرست شدهاند و نتیجه بگیرید که منبع تأمین مالی پشت این توسعهدهندگان نیروی محرکه اصلی در تکامل بیتکوین است. با این حال، باید در نظر داشت که حداقل 80,000 گره بیتکوین وجود دارد - و از آنجا که بیشتر گرهها به طور مستقل تصمیم میگیرند که کدام کلاینت نرمافزاری Bitcoin Core را اجرا کنند، میتوان گفت توسعهدهندگان به گرهها وابسته هستند. بههرحال، اگر توسعهدهندگان نرمافزاری منتشر کنند که با اجماع گرهها سازگار نیست، آن نرمافزار در شبکه پذیرفته نخواهد شد. در همین حال، کاربران نهایی بیتکوین - که تعداد آنها به دهها میلیون میرسد - بر اپراتورهای گره تأثیر دارند. برای مثال، اگر یک ارائهدهنده کیف پول (که یک گره را اجرا میکند) شروع به اجرای نسخهای از بیتکوین کند که برخلاف خواستههای کاربرانش باشد، آن کاربران به راحتی میتوانند به یک ارائهدهنده کیف پول دیگر تغییر دهند.
ماینرها گروه دیگری از شرکتکنندگان هستند که اغلب به عنوان کسانی با نفوذ بیش از حد بر تکامل بیتکوین مطرح میشوند. در اینجا استدلال میشود که از آنجا که ماینرها تصمیم میگیرند که کدام تراکنشها را در بلوکها قرار دهند، یک گروه از ماینرهایی که بیش از 50٪ از قدرت هش را دارند میتوانند کل شبکه را به دست بگیرند. حتی تهدید به تسخیر شبکه، استدلال میشود، میتواند برای تأثیرگذاری بر تکامل پروتکل کافی باشد. واقعیت، با این حال، این است که ماینرها نیز به گرهها (و در نهایت به کاربران نهایی همانطور که در بالا توضیح داده شد) وابسته هستند. دلیل این است که گرهها (و در نتیجه کاربران نهایی) میتوانند بلوکهای تولید شده توسط ماینرهایی که پروتکل اجماع را دنبال نمیکنند نادیده بگیرند. در این سناریو، به طور اجتنابناپذیر گروه دیگری از ماینرها خواهند بود که قدرت هش خود را به پروتکل اجماع هدایت میکنند. این گروه دیگر از ماینرها به لطف انگیزه اقتصادی ارائه شده توسط پاداش بلوک به این مناسبت خواهند رسید. ماینرهای 'یاغی'، سپس، خود را در حال اختصاص منابع خود به نسخهای از بیتکوین میبینند که اکثریت کاربران دیگر آن را بهعنوان بیتکوین 'واقعی' در نظر نمیگیرند. آنها آزادند که بیتکوینهای جدیدی روی زنجیره جدید خود استخراج کنند، اما آن بیتکوینها به سرعت توسط شرکتکنندگان بازار کمتر ارزشگذاری خواهند شد، که منجر به زیان اقتصادی قابل توجهی برای ماینرهای یاغی خواهد شد. به عبارت دیگر، انگیزههای اقتصادی قوی موجب میشود ماینرها با اجماع کل جامعه شرکتکنندگان همراستا شوند. این تعامل یکی از دلایل کلیدی این است که مکانیزم اجماع اثبات کار بهعنوان قدرتمند برای اطمینان از اینکه بیتکوین توسط گروهی از شرکتکنندگانی که اکثریت را نمایندگی نمیکنند به دست گرفته نمیشود، در نظر گرفته میشود.
پلتفرمهای برتر برای خرید، فروش و معامله ارزهای دیجیتال را کشف کنید.